سال بود ، و در سال نود [ و ] پنجم هجرت از زهر وليد بن عبدالملك اموى ، و به قول ديگر به زهر هشام بن عبدا لملك شربت شهادت نوشيد ، و در بقيع نزد عمّ بزرگوارش ، امام حسن مجتبى عليه السلام مدفون گرديد « 1 » .
خصايص آن حضرت بسيار است ؛ از جملهء آنها :
اوّل ، تأليف صحيفهء كامله ، كه مصحف اهل بيت و عروة الوثقاى محبّان است .
دوّم ، نجابت عرب و عجم ، هر دو در آن بزرگوار به اعتبار پدر و مادر جمع بود [ بنا ] به قول رسول خدا صلى الله عليه و آله : « إنَّ للَّهِ مِنْ عِبادِهِ خيرتينِ فَخيرتهُ مِنَ العَرَبِ قُرَيش وَ مِنَ العَجَمِ فارس » « 2 » ، يعنى : بدرستى كه براى خلّاق عالم از ميان بندگان خود ، دو طايفه مختار و ممتازند ؛ پس از عرب قريش ، و از عجم فارس مختار و برگزيده است . پس اين حضرت به سبب جمع نمودن اين دو شرافت از جهت والدين ، ملقّب به إبن الخيرتين شد .
سيُّم ، انتشار اولاد رسول خدا صلى الله عليه و آله از آن حضرت ؛ لهذا آن جناب را آدم بن الحُسين گويند .
و اوّل كسى است كه گوشه نشينى و غربت را اختيار فرمود ، و اوّل كسى است كه به مهر و تسبيح تربت امام حسين عليه السلام سجده كرد ، و از همه كس بيشتر گريست ؛ وارد شده كه : رئيس بكّائين « 3 » چهار نفرند : آدم عليه السلام و يعقوب عليه السلام و يوسف عليه السلام و سيّدِ سجّاد عليه السلام « 4 » ؛
مروى است كه : چند نفر بسيار گريه كردند در دنيا : اوّل ، آدم عليه السلام از براى ترك اولى و فراق بهشت ، سهصد سال گريست ( و بعضى دويست سال گفتهاند ) . دوّم ، نوح عليه السلام از جفاى امّت و تمرّد كردن ايشان بسيار گريست . سيّم و چهارم ، يعقوب و يوسف عليهما السلام بود كه چهل سال در فراق يكديگر گريستند . پنجم ، شعيب عليه السلام ، آن قدر گريه كرد از شوق
هامش
( 1 ) - جهت آگاهى بيشتر مراجعه شود به : بحار 46 / 2 ب 1 .
( 2 ) - بحار 46 / 8 ؛ كشفالغمّة 2 / 106 .
( 3 ) - بَكّائين : بسيار گريهكنندگان . م .
( 4 ) - در روايات بدست آمده ، پنج نفر وارد شده ؛ چهار نفر فوقالذكر و حضرت فاطمهء زهرا عليها السلام : وسايل 3 / 280 ب 87 ح 3655 - و ؛ بحار 11 / 204 ب 4 ح 2 و 12 / 264 ب 9 ح 27 و 79 / 86 ب 16 ح 33 ؛ ارشادالقلوب 1 / 95 ب 23 ؛ امالىصدوق / 140 س 29 ح 5 ؛ تفسيرعياشى 2 / 188 ح 60 ؛ الخصال 1 / 272 ح 15 ؛ روضةالواعظين 1 / 170 و 2 / 450 ؛ قصصجزائرى / 47 ف 3 و / 175 ب 9 ؛ كشفالغمّة 1 / 498 ؛ مكارمالاخلاق / 315 .