تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
گفت : به سبزى ميل نموده . گفت : اى برادر ، حديث شب معراج ظاهر شد . اين را گفته دست به گردن امام حسين عليه السلام انداخت و رو بر روى او نهاد ، هر دو به گريه آمدند و از گريهء ايشان خروش و فغان از اهل بيت برآمد ، پس امام حسين عليه السلام پرسيد كه : مرا خبر ده كه تو را زهر داده ؟ فرمود : اى برادر ، هر كس داده به سزاى خود خواهد رسيد و خوش ندارم كه او را رسوا كنم . و در خلوت اسماء را طلبيد و به وى گفت : اى بى وفاى ناسازگار ، و اى سنگ دل جفاكار ، آخر چه بدى از من نسبت به تو صادر شده بود كه طفلان مرا يتيم كردى و حقّ مرا فراموش نمودى ؟ بدان اى بى حيا كه فرزند و برادرانم را از سرّ تو آگاه نكردم و پرده از روى كار تو برنداشتم و مؤاخذهء تو را به محكمهء قيامت گذاشتم ، و در دنيا نيز به سزاى خود خواهى رسيد . پس روى از وى گردانيد و فرمود : اى بى شرم از نزد من دور شو ، مىدانم كه [ به ] مراد و مقصود كه در دل دارى نخواهى رسيد . پس آن حضرت امّ كلثوم را طلبيد و فرمود : اى خواهر ، فرزندم قاسم را حاضر كن . چون جناب قاسم حاضر شد او را در بر گرفت و روى او را بوسيد ، پس دست او را گرفته به دست امام حسين عليه السلام داد و گفت : اى برادر ، من فاطمه دختر تو را نامزد قاسم كرده‌ام و او را به تو سپرده‌ام ، بايد نظر لطف و شفقت از وى دريغ ندارى ، و چون وقت در رسد امانت آن را به وى سپارى . آن وقت فغان و ناله از پردگيان سُرادِقِ « 1 » عصمت برآمد ، و امام حسين عليه السلام گريست و گفت : اى برادر قبول كردم . چون شب شنبه بيست نهم ماه صفر آمد ، حال آن حضرت دگرگون شد و ديده به هم نهاد و بىهوش شد ، بعد از زمانى چشم باز كرد ، همگى برادران و فرزندان و خواهران بر دور او جمع بودند ، به نظر حسرت نگريست و به شدّت گريه نمود و فرمود : وَ أقرَءُ علَيكُمُ السّلامَ ؛ شما را به خدا سپردم و سلام من بر شما باد . و به سيد الشهداء عليه السلام فرمود كه : اى برادر ، برادران و خواهران و فرزندان خود را به تو مىسپارم و تو را به خدا ، ايشان را عزيز دارى و چنانچه تقصيرى از بعضى بينى به نظر عفو اغماض كنى . پس گفت : أشهَدُ أن لا إلهَ إلّااللَّه وَ أشهدُ أنَّ
هامش
( 1 ) - سُرادِق : سراپرده . لغت نامه .