دهم ، هر بت كه در مشرق و مغرب عالم بود بر رو درافتادند .
يازدهم ، بتكدهها به تزلزل درآمدند .
دوازدهم ، در زمين هيچ رونده و پرنده نماند كه بر ولادت آن حضرت مطّلع نشود .
سيزدهم ، ابليس لعين به هفت آسمان بالا مىرفت و گوش مىداد و اخبار سماويّه « 1 » را مىشنيد ، پس چون عيسى عليه السلام متولّد شد او را از سه آسمان منع كردند ، [ و او ] تا چهار آسمان بالا مىرفت ، چون رسول خدا صلى الله عليه و آله متولّد شد ، او را از تمامى آسمانها منع كردند ، و شياطين را به تيرهاى شهاب « 2 » از ابواب سماوات راندند ، پس قريش گفتند كه :
مىبايد وقت گذشتن دنيا و آمدن قيامت باشد كه مىشنيديم اهل كتاب ذكر مىكردند .
چهاردهم ، طاق كسرى ، كه در عالم طاق بالاتر از او نبود ، از هم شكافته و چهارده كنگرهء او خراب شد .
پانزدهم ، درياچهء ساوه كه آن را مىپرستيدند فرو رفت و خشك شد ( و همان است كه نمك شده است نزديك كاشان ) .
شانزدهم ، وادى سماوه « 3 » ، كه سالها بود كسى آب در آن نديده بود ، آب در آن جارى شد .
هفدهم ، آتشكدهء فارس كه هزار سال خاموش نشده بود ، در آن شب خاموش شد .
هجدهم ، داناترين علماى مجوس در آن شب در خواب ديد كه : شترِ صعبى چند ، اسبان عربى را مىكشيدند و از دجله گذشتند و داخل بلاد ايشان شدند ( يعنى در بلاد عجم منتشر شدند ) .
نوزدهم ، نورى در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گرديد ، و پرواز كرد تا به مشرق رسيد .
هامش
( 1 ) - سَماوِيَّة : مؤنّث سماوىّ ، آسمانى . مصح .
( 2 ) - تير شِهاب : شعلهاى مانند تير كه شب در آسمان ديده مىشود و آن به صورت گلولهاى مشتعل بسرعت ازسويى بسويى مىرود . لغت نامه .
( 3 ) - وادى سَماوَه : باديهاى است بين كوفه و شام كه شب تولّد حضرت رسول صلى الله عليه و آله ناگهان پر از آبگرديد . لغت نامه .