سيُّم ، در آن حال صداهاى بسيار و اصوات مختلفه از در حجرهء مقدّسه بلندش د ، و جبرئيل گفت كه : ملائكهء هفت آسمان آمدهاند كه بر پيغمبر آخرالزّمان سلام كنند . پس آن حجره به قدرت خلّاق عالم وسيع شد و فوج فوج « 1 » ملائكه داخل مىشدند و مىگفتند : السّلامُ عليكَ يا محمّدُ السّلامُ عليكَ يا محمودُ السّلامُ عليكَ يا أحمدُ السّلامُ عليكَ يا حامدُ .
چهارم ، چون ثلث شب گذشت ، حقّ تعالى جبرئيل را امر فرمود كه چهار علَم از بهشت به زمين آورد ، و علَم سبز را بر كوه قاف نصب كرد ، و بر آن علم [ به خطّ ] سفيدى دو سطر نوشته بود « لا إلهَ إلّااللَّه محمّدٌ رسولُ اللَّه » ؛ و علَم دوّم را بر كوه ابوقبيس نصب كرد و آن علَم دو شقّه داشت ، بر يك شقّه نوشته بود « لا إلهَ إلّااللَّه » ، و بر شقّهء ديگر نقش كرده بودند « لا دينَ إلّادينُ محمّدِ بنِ عبداللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم » ؛ و علَم سيُّم را بر بام كعبه زد و بر آن نوشته بودند « طوبى لِمَن آمَنَ بِاللَّهِ وَ بِمحمّدٍ صلى الله عليه و آله و الويلُ لِمَن كفَرَ بهِ وَ ردَّ عليهِ حرفاً معاً يَأتي بهِ مِن عندِ ربّهِ » ؛ و علَم چهارم را بر بيت المقدّس زد ، و بر آن نوشته بودند « لا غالبَ إلّااللَّه وَ النّصرُ للَّهِ وَ لُمحمّدٍ » .
پنجم ، ملكى بر كوه ابوقبيس ندا كرد كه : اى اهل مكّه ، ايمان آوريد به خدا و بر پيغمبر او ، و ايمان آوريد به نورى كه فرستادهايم .
ششم ، حقّ تعالى ابرى فرستاد بر بالاى كعبه كه زغفران و مشك و عنبر نثار كرد .
هفتم ، جبرئيل قنديل سرخى آورد و در كعبه آويخت كه بى روغن روشنى مىداد .
هشتم ، صدايى از كعبه شنديه شد كه : اى آل قريش ، آمد بسوى شما بشارت دهنده به ثوابها و ترساننده از عذابها ، و با او است عزّت ابد و سودمندى بزرگ ، و او است خاتم پيغعمبران .
نهم ، برقى جستن كرد ؛ هر خانهاى كه خداوند عالم مىدانست كه در عالم از او مؤمن پيدا خواهد شد روشن گرديد .
هامش
( 1 ) - فَوْج فَوْج : گروه گروه . لغت نامه .