آمنه داخل حجره شد و شمعى افروخت و به شعلههاى آه جانكاه سقفِ خانه را سوخت ، ناگاه او را در اين حال درد زاييدن گرفت ، و برجست كه در را بگشايد ، هرچند جهد كرد در گشوده نشد ، پس برگشت و نشست و از تنهايى وحشت عظيم بر او مستولى شد ، ناگاه ديد كه سقف خانه شكافته شد و چهار حوريّه فرود آمدند كه حجره از نور روى ايشان روشن شد ، و به آمنه گفتند : مترس بر تو باكى نيست ، ما آمدهايم كه تو را خدمت كنيم ، و از تنهايى دلگير مباش . و آن حوريان ، يكى در جانب راست او نشست و يكى در جانب چپ و سيّم در پيش او ، چهارم در پشت سر ؛ پس آمنه مدهوش شد و چون به هوش آمد ديد كه حضرت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در زير دامانش به سجده در آمده و پيشانى نورانى بر زمين نهاده و انگشتهاى شهادت را برداشته لا إله إلّااللَّه مىگويد .
علامات تولّد آن حضرت :
اوّل ، آمنه گويد كه چون آن حضرت متولّد شد ، نورى از جمال دل آرايش بلند و ساطع شد كه سقف را شكافته عالم را روشن ساخت ، و از آن نور ، آمنه خاتون هر قصر مَنيع « 1 » كه در حرم و اطراف عالم بود ، همه را مشاهده نمود ، حتّى قصرهاى فارس و يمن و شام را ملاحظه نمود ؛ پس آمنه گويد كه در ميان آن روشنى صدايى شنيدم كه قائلى مىگفت كه : زاييدى بهترين مردم را ، پس او را محمّد نام كن .
دوّم ، جبرئيل و ميكائيل از آسمان فرود آمدند و به صورت دو جوان داخل حجرهء آمنه شدند ، جبرئيل طشتى از طلا و ميكائيل ابريقى « 2 » از عقيق در دست داشتند ، و جبرئيل آن حضرت را در دست گرفت ، ميكائيل آب ريخت تا آن جناب را غسل دادند ، پس جبرئيل گفت : اى آمنه ، ما او را براى تطهير از نجاست غسل نمىدهيم ، او طاهر و مطهّر است ، بلكه براى زيادتى نور و صفا او را غسل داديم . پس آن حضرت را به عطرهاى بهشت معطّر ساختند .
هامش
( 1 ) - مَنيع : استوار . لغت نامه .
( 2 ) - ابريق : مُعرّب آبرى يا آبريز ، كوزه آب ، آوند چرمين لولهدار كه بدان وضو سازند . لغت نامه .