تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
تعويذ او :
أعيذُهُ بِالواحِدِ * مِنْ شَرِّ كُلِّ حاسِدٍ وَ كُلِّ خَلقٍ مارِدٍ * يَأخُذُ بِالمَراصِدِ في طُرُقِ المَوارِدِ * مِنْ قائِمٍ وَ قاعِدٍ
سى و نهم ، عبدالمطّلب در شب ولادت آن جناب نزديك كعبه خوابيده بود ، ناگاه ديد كه خانهء كعبه با همهء اركانش از زمين كنده شد و به جانب مقام ابراهيم عليه السلام به سجده افتاد ، پس خانهء كعبه راست شد و گفت : اللَّهُ أكبَر ، پروردگار محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله و پروردگار من الحال مرا پاك گردانيد از انجاسِ « 1 » مشركان و ارجاسِ « 2 » كافران ؛ پس بُتها لرزيدند و بر رو افتادند . عبدالمطّلب گويد : ناگاه ديدم كه مرغان همه بسوى كعبه مشرف شدند و ابرى سفيد ديدم كه در برابر حجرهء آمنه ايستاده است ، پس عبدالمطّلب گفت كه به خانهء آمنه دويدم و گفتم : آيا من در خوابم يا بيدار ؟ گفت : بيدارى . گفتم : نورى كه در پيشانى تو بود چه شد ؟ گفت : با آن فرزند است كه از من جدا شده ، و مرغى چند او را از من گرفته‌اند و به دست من نمىگذارند ، و اين ابر براى ولادت او بر من سايه افكنده است . گفتم : بياور فرزند مرا تا ببينم . گفت : تا سه روز تو را نخواهند گذاشت كه بينى . پس من شمشير خود را كشيدم و گفتم : فرزند مرا بيرون آور . گفت : در حجره است ، تو دانى و او . چون رفتم كه داخل حجره شوم ، مردى آمد و گفت : برگرد كه احدى از اولاد آدم او را نمىبيند تا همهء ملائكه او را زيارت نكنند . پس بر خود لرزيدم ، برگشتم . چهلم ، عبدالمطّلب روز دوّم آن حضرت را برداشت و بسوى كعبه آورد ، چون داخل كعبه شد آن حضرت گفت : بِسمِ اللَّهِ وَ بِاللَّه ، پس كعبه به قدرت الهى به سخن آمد ، گفت : السّلامُ عليكَ يا محمّدُ وَ رَحمةُ اللَّهِ وَ برَكاتُهُ ، و صداى هاتفى آمد كه : ى جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاًى « 3 » « 4 » .
هامش
( 1 ) - انْجاس : جمع نجس ، پليديها . لغت نامه . ( 2 ) - ارْجاس : جمع رجس ، پليديها ، گناهها . لغت نامه . ( 3 ) - اسراء / 81 . ( 4 ) - همچنانكه در ابتداى اين بخش نيز اشاره شد ، ماجراهاى مربوط به هنگام ولادت باسعادت آن حضرت صلى الله عليه و آله ، بطور مشروح در ( الفضائل / ص 12 به بعد ) نقل شده است ؛ همچنين در : بحار 15 / 281 ب 3 ح 27 .