سى و دوّم ، هر كتب سماويّه « 1 » كه در عالم بود ، در زير نام مبارك رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در آنها به لسانهاى مختلف بود ، قطرهء خونى ظاهر شد ( و اين اشاره است به جهاد آن حضرت ) .
سى و سيُّم ، در تمام عالم ، هر صومعه و دير بود ، در او نوشته شد كه : بدانيد كه پيغمبر آخر الزّمان از مادر متولّد شد .
سى و چهارم ، خيمه از ديباى سفيد از بهشت آورده ، بعد از تولّد بالاى سر آن حضرت زدند كه در او نوشته شده بود « بِسمِ اللَّهِ الرّحمنِ الرّحيمِ يا أيُّهَا النّبيُّ إنّا أرسَلناكَ شاهِداً وَ مُبشِّراً وَ نَذيراً وَ داعِياً إلَى اللَّهِ بِإذنِهِ وَ سِراجاً مُنيراً » ؛ و اين قبّه « 2 » تا چهل روز در بالاى سر آن صاحب معراج بود ، پس شخصى دست چرب بر آن ماليد ، به آن سبب به آسمان بالا رفت ، و اگر چنين نمىكردند تا روز قيامت [ مى ] ماند .
سى و پنجم ، در آن شب ، نازل شد چند حوريّه كه از ايشان بوى مشك و عنبر مىآمد ، و جامههاى ملوّن بهشت در بر داشتند ، آمنه گويد كه با من سخن مىگفتند و سخنانى مىشنيدم كه به سخن آدميان شبيه نبود ، و در دستهاى ايشان كاسهها بود از بلور سفيد و شربتهاى بهشت در آن كاسهها بود ، پس گفتند : بخور اى آمنه از اين شربتها و بشارت باد تو را به بهترين گذشتگان و آيندگان ، محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله .
سى و ششم ، جميع عالم در آن شب روشن شد ، و هر سنگ و كلوخ در آن شب خنديدند ، و آن چه در آسمانها و زمينها بود تسبيح خدا گفتند .
سى و هفتم ، چون همان روز شام شد ، اين ندا از آسمان رسيد كه : ى جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاًى « 3 » .
سى و هشتم ، هاتفى ندا كرد كه : اى آمنه ، زاييدى سيّد امّت را ، پس بگو از براى
هامش
( 1 ) - سَماوِيَّة : مؤنّث سماوىّ ، آسمانى . م .
( 2 ) - قُبَّة : قبه ، بناى گرد برآورده چون گنبد . لغت نامه .
( 3 ) - اسراء / 81 .