پس حضرت رسول صلى الله عليه و آله آنقدر گريست كه آب ديدهاش بر سينهاش جارى شد و فرمود كه : به خدا شكايت مىكنم از آنچه به اهل بيت من خواهد رسيد بعد از من « 1 » .
پنجم ، مدفن عبدالمطّلب كه واقع است در يكى از جبال مكّه كه آن را حُجون گويند ، كه از جملهء بِقاعِ « 2 » مُكَرّمه « 3 » است چنانچه در حديث معتبر وارد شده كه : « الحُجون وَ البَقيع يُؤخَذان بأطرافِهما وَ يُنشران فِي الجنّة » « 4 » ، يعنى : همين دو بقعهء قبرستان را در قيامت ، گوشهاش را مىگيرند و ( مانند پلاس ) مىتكانند به بهشت .
فِى الحديث : عبدالمطّلب محشور خواهد شد در روز قيامت امّت تنها ؛ زيرا كه در ايمان در ميان قوم خود تنها بود ، و بر او خواهد بود سيماى پيغمبران و مهابت پادشاهان « 5 » . به روايت ديگر : مبعوث خواهد شد در قيامت با حُسن پادشاهان و سيماى پيغمبران « 6 » .
مرويست كه : چون هنگام وفات عبدالمطّلب شد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله را بر سينهء خود نشانيد و او را مىبوسيد و مىگريست ، پس رو بسوى ابوطالب كرده گفت : اى ابوطالب ، محافظت كن اين يگانه را كه بوى پدر نشنيده و مزهء شفقت مادرى نچشيده ، بايد كه پارهء جگر خود دانى او را ، و من از ميان همهء فرزندان خود تو را اختيار كردم براى خدمت او زيرا كه پدر او با تو از يك مادر هستيد ، اى ابوطالب ، اگر ايّام ظهور جلالت و رفعت او را دريابى خواهى دانست كه او را نيك شناختهام ، و تا توانى او را پيروى كن ، و يارى نما او را به دست و زبان و مال خود ، و اللَّه كه او به زودى سركردهء شما باشد و پادشاهى و رفعتى او را نصيب شود كه هيچ يك از پدران را ميسّر نشده باشد ، اى فرزند قبول كردى وصيّت مرا ؟ ابوطالب گفت : بلى قبول كردم و خدا را بر خود گواه مىگيرم . پس
هامش
( 1 ) - بحار 22 / 288 ب 5 ح 58 ؛ و 44 / 287 ب 34 ح 27 ؛ امالىصدوق / 128 س 27 ح 3 .
( 2 ) - بِقاع : جمع بُقْعَة ، جاها ؛ بُقْعَة : پارهاى از زمين كه از زمينهاى ديگر ممتاز باشد . لغت نامه .
( 3 ) - مُكَرَّمَه : بزرگوار ، گرامى . لغت نامه .
( 4 ) - ( با تغيير در عبارت ) مستدرك 2 / 308 ب 13 ح 2051 - 2 .
( 5 ) - كافى 1 / 446 بابمولدالنبى ح 22 ؛ بحار 15 / 157 ب 1 ح 84 .
( 6 ) - كافى 1 / 446 بابمولدالنبى ح 23 و ح 24 ؛ بحار 15 / 157 ب 1 ح 85 و ح 86 .