پس جبرئيل پيش آمده هر چند تكان داد كه يكى از آن تارها را بركنَد نتوانست . پس جبرئيل از اين امر متحيّر و حيران شده ، استغفار نمود .
چهارم ، مولد رسول صلى الله عليه و آله ؛ به روايتى : آن حضرت تولّد يافته در شعب ابىطالب ، كه معروف است در خارج مكّه . و به قولى ، در خانهء ابوطالب كه در خود مكّه است ، و به قولى در خانهء خود متولّد شد ، پس حضرت آن خانه را به عقيل بن ابى طالب بخشيد ، و عقيل او را فروخت به محمّد بن يوسف ، برادر حجّاج ، و او آن را داخل خانهء خود كرد ، و چون زمان هارون الرّشيد شد ، خيزران مادر او ، آن خانه را بيرون كرد از خانهء محمّد بن يوسف و مسجد ساخت ، الحال بر همان حال باقى است ، و مردم به زيارت مىروند ، و همان خانهء آخر خانهء محمّد بن يوسف است در زاويهء برابر به طرف چپ آن كس كه داخل شود ، و بعد از آن ، [ آن را ] داخل مسجد كردند « 1 » .
و لكن به روايت ديگر : چنانچه مشهور است كه عقيل بن ابى طالب خانهء آن حضرت را بعد از فتح مكّه ، به غصب فروخته بود ، چون فتح مكّه شد بعضى از اصحاب ، رسول خدا صلى الله عليه و آله را گفتند كه : الحال به خانهء خود نزول فرماييد ، حضرت فرمود كه : مگر عقيل به جهت ما خانه گذاشته ؟ ما از آن اهل بيتيم كه [ اگر ] مالى را به غصب و ظلم از ما گرفتند ، ديگر به آن رجوع نمىكنيم « 2 » .
مؤلّف گويد كه : اين قضيّه واقع شده است قبل از اسلام ؛ عقيل بعد توفيق يافته خود را به مرتبهاى رسانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله التفات زياده و محبّت تمام نسبت به او داشت ، چنانچه به سند معتبر منقول است كه ابن عبّاس گويد كه : روزى على بن أبى طالب عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد كه : يا رسول اللَّه ، آيا تو عقيل را دوست مىدارى ؟ فرمود كه : بلى و اللَّه دوست مىدارم به دو دوستى ، يكى دوستى او و ديگرى آنكه ابوطالب او را دوست مىداشت ، و بدرستى كه فرزندان او كشته خواهند شد در محبّت فرزندان تو ، و ديدههاى مؤمنان بر ايشان خواهند گريست ، و ملائكهء مقرّبان بر ايشان صلوات خواهند فرستاد .
هامش
( 1 ) - ( با اندكى تغيير ) كافى 1 / 439 ؛ بحار 15 / 251 ب 3 ذيلح 1 و 1 / 439 ب 3 ح 5 و 15 / 275 ب 3 ح 23 ؛ العددالقويّة / 110 و 111 .
( 2 ) - بحار 29 / 396 ب 12 ؛ الصوارمالمهرقة / 165 ؛ الطرائف 1 / 251 ؛ عللالشرائع 1 / 155 ب 124 ح 2 ؛ كشفالغمّة 1 / 494 ؛ المناقب 1 / 270 .