سختتر است كه او را نمىبرى ؟ آن كارد به سخن آمده گفت : اى پيغمبر خدا ، بر من خشم مگير : « الخليلُ يأمُرُني وَ الجَليلُ يَنهاني » « 1 » . مروى است كه فرشتگان در اين كار متعجّب بودند و در مقام تحيّر مىگفتند كه : آيا ابراهيم عليه السلام سخى تر است كه فرزند را در راه خدا فدا مىسازد يا اسماعيل عليه السلام جوانمردتر است كه به رضاى خدا جان مىدهد ؟
پس جبرئيل مأمور شد كه گوسفندى از بهشت به فداى اسماعيل عليه السلام بياورد . به روايتى :
گوسفند نازل شد از آسمان بر كوهى كه در جانب راست مسجد مِنى « 2 » و در سياهى مىخورد و در سياهى راه مىرفت و در سياهى مىچريد و سرگين مىانداخت ( يعنى در علفزار ) ، و رنگش سياه و سفيد [ بود ] و فراخ چشم ، و شاخ بزرگ داشت . و به روايت ديگر : جبرئيل آن گوسفند را از جانب كوه ثبير كشيد ( يعنى از بهشت آنجا نازل شده بود ) ، و فرزند را از زير دست ابراهيم عليه السلام كشيد و گوسفند را بجاى او خوابانيد ، و ندا به ابراهيم عليه السلام رسيد از جانب چپ مسجد خيف كه : يا ابراهيم ، خواب خود را درست كردى ، ما چنين جزا مىدهيم نيكوكاران را ، اين ابتلا و امتحانى بود هُويدا « 3 » ؛ چنانچه در سورهء صافّات مىفرمايد : ى وَ نادَيْناهُ أنْ يا إبْراهيمَ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إنَّا كَذلِكَ نَجْزِى الُمحْسِنينَ إنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبينُ وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظيمٍى « 4 » . پس ابراهيم عليه السلام دست و پاى فرزند را بگشاد و پاى گوسفند را بست ، و گفت : اى فرزند ، جبرئيل سلام خدا را به تو آورده و مىگويد كه به تيغ بلا صبر كردى و رسم اطاعت و تسليم به جا آوردى ؛ دست به دعا بردار و هرچه مُراد تو است بخواه ، تا حاجت تو را روا كنم . اسماعيل عليه السلام دست برداشته گفت : خدايا هر كه را از امّت پيغمبر آخرالزّمان كه در حالت جان دادن زبان او بر شهادت توحيد روان باشد ، گناهان او را به من ببخش . جواب آمد : يا اسماعيل ، مرادت را برآورديم و به تو بخشيديم گناهكاران را « 5 » .
مروى است كه چون ابراهيم عليه السلام گوسفند را ذبح كرد ، شيطان آمد ، گفت :
يا ابراهيم عليه السلام ، نصيب مرا بده از اين گوسفند . فرمود : تو را چه نصيب در آن هست و آن
هامش
( 1 ) - ابراهيم خليل امر مىكند و خداوند جليل نهى مىفرمايد . م .
( 2 ) - مراد از « مسجد مِنى » ، بنا به تصريح همين كتاب ( فصل 31 - مستحبّات مِنى ) و برخى كتب فقهى ( همچونمقنع شيخ صدوق / 285 ) ، همان مسجد خيف است . م .
( 3 ) - هُوَيدا ( يا هُوِيدا ) : آشكار . لغت نامه .
( 4 ) - صافّات / 105 .
( 5 ) - مشروح ماجراى ذبح اسماعيل عليه السلام ، در بسيارى از منابع با اختلافاتى نقل شده است كه به برخى اشاره مىگردد : كافى 4 / 207 بابحجّابراهيم ح 9 ؛ بحار 12 / 125 ب 6 ح 2 و 12 / 136 ب 6 و 15 / 128 ب 1 ح 69 و 60 / 208 ب 3 ح 44 ؛ قصصجزائرى / 130 ف 5 .