تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
شده خود جزاى خود مىباشد . و ثانياً ، بر فرض تسليم تقسيم ، اين تمثيلات و تطبيقات از كجا و اين وحى را كه آورد ؟ اينها همه فرع آن است كه مرد متكلّم و مستدلّ احاطهء كلّيّه بر واقعيّات اين امور داشته ، بعد از آن با هر يكى در محلّ مناسب خود تمثيل نمايد ، أينَ الثّرى وَ الثّريّا ؟ ! « 1 » و خوب بود مثال اين دو فقره را با همين تطبيقات و تمثيلات خودشان ، با امثلهء معموره كه زده‌اند مىآورده‌اند كه غير از توهّم و تخيّل بى مصداق ، معنى ديگر ندارد جهت اينكه اخبار و اقوال علما در تجسّم اعمال در غايت فزون و مسلّم است ، و كسى از آنها تجسّم را تشكّل در صورت جسم و چشم بندى نفرموده‌اند ، و هكذا معنى تجسّم را صورت مخيّله نگفته‌اند ، خوبست كه ايشان اين درفشانى و خيال بافى را در كلمات و مشتبهات خود نمايند ، نه اينكه تصرّف در كلمات با بركات آيات اللَّه العظمى نموده ، خلل در اركان دين و اعتقاد متديّنين بيندازند . دوّم ، قول بعضى كه گفته‌اند : خداوند عالم خلق مىفرمايد در مقابل هر يكى از اعمال ، جوهرى از جواهر ( مثل مار و عقرب در مقابل بعضى از اعمال محرّمه ، و صورتهاى حسنه از مردان و زنان و حور و غلمان در مقابل اعمال حسنه ) ، و اين بعض ، قول خود را مبتنى ساخته بر محاليّت انقلاب اعراض بر جواهر . الجواب : چيزى كه دلالت بر اين مطلب داشته باشد ، از اخبار و احاديث و اقوال معتبرين علما تا حال به نظر نرسيده ، صحّت و سقم اين مطلب موكول بر دليل خود مدّعى است . سيُّم ، قول بعضى از معتبرين چنانچه مستفاد از احاديث و اخبار و كلمات علما مىباشد اين است كه : اعمالى كه در دنيا بودند در قيامت منقلب به جواهر خواهد شد ( قضيّهء آن مردى كه هميان خود را نسياناً در عرفات گذاشته ، بعد برگشته ، اعمال مردم را به صورت قرده و كلاب ديد ، دلالت [ دارد ] بر اينكه تجسّم اعمال در دنيا هم مىباشد ، چنانچه بعض علما فرموده‌اند . منامةٌ عجيبة « 2 » : بعضى از فضلا از خطّ علّامهء هندى رحمه الله در ظهر بعض مؤلّفات خود ،
هامش
( 1 ) - كنايه از آنست كه خاك كجا و افلاك كجا ؟ ! م . ( 2 ) - رؤياى شگفت . م .