بينَ الجنَّةِ وَ النّار » « 1 » ؛ و انقلاب عرض بر جسميّت محال است بر قول ايشان ، لهذا به اين مرتبهء وجود ، با اين حديث تمثيل آوردهاند و اين خبر را تأويل مىكنند بر اينكه گويا به نظر اهل محشر ، چنين نموده مىشود كه كبش املح است ، و تعبير مىكنند از آن به موت ، و در حقيقت و واقع چيزى در خارج موجود نيست ، و اين تشكّل محض براى اين است كه اهل محشر از موت ، يأس تام نموده ، به حيات ابدى يقين بكنند .
5 - وجود خيالى ، و اين وجود نه در وِعاء « 2 » خارج حقيقى است و نه در وعاء و شكل « 3 » حسّى ؛ بلكه تصويرى است خيالى كه در عالم خيال چيزى تصوير و تشكيل مىشود كه نه قابليّت اشارهء حقيقيّهء خارجيّه ، و نه لياقت حسّيهء شكليّه را دارد ، محض وعاء آن خيال است ، و اين را با اين حديث مثال زده ، اين حديث را از اين قبيل وجود مىدانند نسبت به كبش مذبوح در قيامت .
اين ، ملخّص كلمات فلاسفه بود در تقسيم وجود ، و اصلِ محلّ شاهد هم در فقرهء اخير بود ؛ الجواب :
اوّلًا ، معنى تقسيم تحسّس كلّى است به سبب ضمّ فصول مختلفه بر افراد كلّى ، كه حدّ تامّ نسبت به نوع معيّن ، به همين انضمام فصل حاصل مىشود ، و تشخّص و تعيّن خارجى هم نسبت به افراد معيّن ترتّب ذاتى بر اين دارد و اختلاف ثانوى بين الانواع ، بعد از اتّحاد اوّليهء در جامعهء معناى جنسى ، باز به اين انضمام حاصل مىشود ؛ پس هرگاه تقسيم وجود به اقسام خمسه مطابق واقع تقسيم و موافق اصطلاح علما در تقسيم است ، به چه نحو تصوّر مىباشد تمثيل از دو مرتبهء وجود با يك مثال از حيثيّت واحده ؟ و اگر نه محض لفّاظى و تكثير سواد قلم و تسطير صفحات است ، پس از شيوهء محقّقين خارج
هامش
( 1 ) - به اين منابع مراجعه شود : بحار 8 / 344 ب 26 و 8 / 345 ب 26 ح 2 و ح 4 و 57 / 261 ب 37 ضمنحديثىطولانى و 58 / 307 ب 47 ح 17 ؛ تفسيرقمّى 2 / 50 .
( 2 ) - وِعاء ( يا وُعاء ) : كاسه ، فضاى خالى در باطن عضو حاوى . لغت نامه .
( 3 ) - عبارت متن « وعاء مشكل » . م .