اوّل ، دجّال لعين كه پيغمبر صلى الله عليه و آله مرغى را طلبيد و فرمود كه او را از مدينه به اصفهان انداخت ، و در اصفهان دهى است كه آن را يهوديّه مىگويند ، از آنجا خروج خواهد كرد « 1 » .
دوّم ، ضحّاك علوانى كه ماردوش اش گويند ، در چاه دماوند در بند است و گوگرد احمر از دهان آن مار بهم مىرسد كه در دوش است ، و آن در قعر چاه است ، و كسى نتواند كه از حرارت دهان آن مار آن را بيرون آورد .
سيُّم ، سامرى است ، گويند كه تا به حال نمرده « 2 » ، هنوز در بيابان و صحرايى كه خالى از معموره و آبادانى است مىگردد .
بيان : بدان كه علما اختلاف نمودهاند در اينكه آيا تجسّمى كه در عوارضات اختياريّه و غير اختياريّهء ايشان ، كه متّفق عليه است ، به چه نحو تصوّر مىشود ؟
( عوارض اختياريّه مثل افعال عباد از خير و شرّ ، و غير اختياريّه مثل موت و حيوة ) ؛
و اين اختلاف مبتنى است بر سه قول :
اوّل ، قول فلاسفه ، كه آنها براى وجود پنج مرتبه قرار دادهاند :
1 - وجود ذاتى ، مثل آسمان و زمين و ساير جواهر كه به حواسّ « 3 » ظاهرى مدرك مىشود .
2 - وجود عقلى ، مثل ى يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أيْديهِمْى « 4 » ، و قوله فِى الحديث القدسي : « خمَّرتُ طينَةَ آدمَ بيدي أربَعينَ صَباحاً » « 5 » .
3 - وجود شبهى ، مثل غضب و فرح در خلّاق عالم .
4 - وجود حسّى ، مثل قول رسولاللَّه صلى الله عليه و آله : « عَرَضتُ عَلَى الجَنَّةِ في عَرضِ هذَا الحايِطِ » « 6 » ، و قول سابق الذكر كه : « يُؤتى بِالمَوتِ يومَ القيامَة في صورةِ كَبش أملَح فيُذبَح
هامش
( 1 ) - به « خروج دجّال از اصفهان » ، در اين منابع اشاره شده است : الخرائج و الجرائح 3 / 135 ؛ كمالالدين 2 / 526 ب 47 .
( 2 ) - عبارت متن « نمرود » . م .
( 3 ) - عبارت متن « هواس » . م .
( 4 ) - فتح / 10 .
( 5 ) - عوالىاللآلى 4 / 98 ح 138 .
( 6 ) - ( با اندكى تغيير و ضمن حديثى ديگر ) بحار 22 / 31 ب 37 .