فِى الحديث : به سند معتبر وارد شده كه در حجر اسماعيل ، زير ناودان رحمت ، به قدر دو ذراع تا خانه كعبه ، محلّ نماز شبّر و شبير ، پسران هارون عليه السلام بود « 1 » ( كه تفسير آنها در عربى حسن و حسين است ) .
طاووس يمانى گويد كه : شبى در مكّه در زير ناودان رحمت ، سيّدِ سجّاد عليه السلام را ديدم كه دعا مىكرد و مىگريست ، چون فارغ شد خدمتش رفته گفتم : يابن رسولاللَّه صلى الله عليه و آله ، تو را سه چيز است كه باعث ايمنى است : فرزندىِ رسولخدا صلى الله عليه و آله ، و شفاعت جدّت ، و رحمت الهى ؛ باعث اين همه خوف چيست ؟ فرمود : « يا طاووس ، فرزندىِ رسولخدا صلى الله عليه و آله ايمن نمىسازد چه خدا در قرآن مىفرمايد : ى قُلْ لاأَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍى « 2 » ، يعنى : روز قيامت نَسَبى در ميان فرزندان آدم نمىماند . امّا شفاعت جدّم ؛ ايمن مىساخت اگر نگفته بود : ى لايَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضىى « 3 » ، يعنى : شفاعت نمىتواند كرد كسى را مگر به رضاى خدا و اذن او . و رحمت الهى ؛ وقتى موجب ايمنى بود كه نمىفرمود : ى إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَريبٌ مِنَ الُمحْسِنينَى « 4 » ، و من نمىدانم كه از محسنانم يا نه ! چون ايمن توان بود ؟ ! « 5 »
قصّة مناسبة : گويند كه يك نفر مرد فقيرى عريان كه در برش لباس مندرس بود ، با دو نفر از طايفهء اناث وارد مسجدالحرام شده ، در زير ناودان رحمت ايستاده ، به زبان خود مشغول دعا كردن شده ، اين كلمات را مىگفت :
دَغدَغَها فِتَندي * طابُل كَرى بِكَندي
هامش
( 1 ) - كافى 4 / 214 بابحجّالانبياء ح 9 ؛ وسايل 5 / 274 ب 53 ح 6529 ؛ مستدرك 3 / 422 ب 42 ح 3916 - 1 ؛ بحار 13 / 11 ب 1 ح 17 .
( 2 ) - مؤمنون / 101 .
( 3 ) - انبياء / 28 .
( 4 ) - اعراف / 56 .
( 5 ) - بحار 46 / 101 ب 5 ح 89 ؛ كشفالغمّة 2 / 108 .