طابِلُ كَمُوكَموها * بِيَندى يُندي يِندي
پس زمانى كه از اين كلمات فارغ شد ناگاه ديدند كه ميزاب رحمت به پيش او افتاد ، خواست بردارد ، خدّام حرم ممانعت كرده از دستش گرفتند و در جاى خود نصب كردند ، تا اينكه اين واقعه سه دفعه اتّفاق افتاد و احوال را به جناب امير عليه السلام خبر دادند ، حضرت آن كلمات را تفسير به لسان عربى نموده فرمود :
مُستَتِرٌ بِخِرقَةٍ عَنِ الْعُرى * مُستَغنِىٌ عَن أكلِ أموالِ الْوَرى
فَها أنَا وَ زَوجَتي وَ ابنَتي * يا مَن يَرى وَ لا يُرى كمَا تَرى
يعنى آن مرد چنين مىگويد كه : خداوندا ، پوشانيدهام خود را به لباس كهنه و مندرس ، و خود را از عريانى حفظ نمودهام ، و مستغنى بوده چشم طمع و احتياج از خوردن مال مردم پوشانيدهام ، پس اين من و اين زن من و ديگرى دختر من به اين پريشانى ! اى خدايى كه مىبينى و لكن خودت ديده نمىشوى ، احوال ما چنان است كه مىبينى ، پس رحم نما به حال ما « 1 » .
الفصلُ الثّامِن عَشَر در باب مُستجار « 2 » است
جناب ابراهيم عليه السلام ، زمانى كه خانهء كعبه را بنا كرد ، دو درگاه براى او گشود ، و چسبانيده بود آنها را به زمين ؛ يكى به جانب مشرق و ديگرى به جانب مغرب . و درى كه در جانب مغرب است ، آن را مُستَجار مىگويند . الآن ، همان در وجود ندارد ، بجايش
هامش
( 1 ) - نزهة الجليس 2 / 346 ؛ لازم به ذكر است كه اين مطلب در « نزهة الجليس » ، در خصوص امام سجّاد عليه السلام نقل شده است ، و در ادامهء آن ذكر نموده كه آن حضرت عليه السلام ، پس از مرتبهء سوّم فرمود : ناودان را به او دهيد كه خداى كعبهاش مرحمت فرموده است ؛ اشعار فوق الذكر نيز در كتاب مذكور به صورت زير نقل شده است :دقدقها فتندى * تبلى كرا بزندي
طبلكموا كموها * بيند يند ينديو مصرع آخر عربى به صورت « كما تَرى يا من يَرى و لا يُرى » نقل شده است . م .
( 2 ) - مُستَجار : نعت مفعولى از مصدر استجارة ، پناه ، پناهگير . لغت نامه . ( البته در اينجا مراد موضع خاصى از كعبه است كه مؤلف در سطرهاى زيرين آن را توضيح داده است . م .