مستان نام كتابيست از تصانيف موبد هوشيار فرزانه پارسى
سروستان
جائى كه سرو بسيار باشد و سرو عربيست منوچهرى كويد در سروستان باز است بسروستان كيست و نام دهى است بفارس قصبه مانند در ميانه شيراز و شهر فسا كه قرب هفصد باب خانه در آنست ديكر لحنى از سى لحن باربد نظامى كويد
چو بانك راه سروستان كذشتى * صبا سالى بسروستان نكشتى
سروستاه
نام لحنى از مصنفات باربد است رشيدى كفته همان سروستانست كه مرقوم شده ازرقى
نبيد نوش كن از دست سرو يكتا پوش * نيوش بانك نوا از سماع سروستاه
سروسهى
سرويست دو شاخ كه شاخهاى آن راست رفته باشد چه سهى بمعنى راست آمده است و سهى كيش يعنى راست مذهب و نام لحن يازدهم است از سى لحن باربد چنان كه نظامى كفته
اكر سروسهى را ساز دادى * سهى سروش به خون خط بازدادى
سروسياه
بكسر واو درخت ناژو را خوانند و آن را بتازى صنوبر صغار كويند حكيم ازرقى كفته
نه لاله بركى و هستى برنك لاله سرخ * نه شاخ سروى و هستى بقد چو سرو سياه
سروش
بفتح اول فرشتهء پيغامآور و ملك وحى كه بتازى جبرئيل كويند و فرزانكان يعنى حكماى تازى عقل فعال و دانايان فارس خرد كاركر خوانند و مطلق ملائكه و فرشتكان را نيز سروش خوانند آنكه ارباب فرهنكها بضم اول نوشتهاند صاحب فرهنك دساتير مىكويد غلط است و آن را اسروش امشا سپند و امهو سپند و بتازى ملك و بهندى ديوته كويند شيخ نظامى كفته
نهان پيكر آن هاتف سبزپوش * كه خواند سراينده آن را سروش
حافظ شيرازى كفته
عفو آلهى بكند كار خويش * مژده رحمت برساند سروش
و حكما و فرزانكان پارس برآنند كه ايزد تعالى بسيار سروش آفريده و از آن جمله سى سروش بر روزهاى سىكانه هر ماه موكلند و پنج فرشته ديكر بر پنجروز دزديده كه بپارسى آن را اندركاه و بتازى خمسه مسترقه كويند حافظند و نام هريك نام آن روز است و نام دوازده ماه پارسيان چنين است كه به ترتيب نكاشته مىشود اول فروردين دويم اردىبهشت سيم خرداد چهارم تير پنجم مرداد ششم شهريور هفتم مهر هشتم آبان نهم آذر دهم دى يازدهم بهمن دوازدهم اسپندارند و نام روزهاى ماه سىكانه بدينكونه است بهمن اردىبهشت شهريور اسفندارند خرداد مرداد دى باذر آذر ابان خور ماه تير كوش ديبمهر مهر سروش رش فروردين بهرام رام باد دى بدين دى دين ارد اشتاء آسمان زامياد مار اسفند انيران و نام روزهاى پنجه دزديده اينست اهنوذ اشتود اسفندمذ دهشت دهشتويش و از جمله آن سى سروش كه بر ماهها موكلاند و نام آنان و نام آن ماه شمسى با يكديكر موافق و مطابق است دوازده سروشند كه ماههاى دوازدهكانه سال شمسى بنام آنان موسوم است و هريك از آن دوازده سروش بتدبير امور و مصالح ماهى كه هم نام اوست مقرر و معين است همچنين تدبير امور و مصالحى كه در هريك از روزهاى سىكانه واقع مىشود حواله بسروشى است كه آن روز باسم او موسوم است و اين سروشها كه بتدبير روزها قيام دارند كاركنان سروشهايند كه بتدبير ماهها اقدام مىنمايند پس هر روز كه بنام آن ماه موسوم باشد سروشى كه نام آن ماه بنام او نهاده شده و تدبير و مصالح آن ماه به او مقرر است خود بتدبير امور و مصالح آن روز هم مىپردازد بنا بر اين بجهة شرف پارسيان آن روز را عيد كيرند و جشن نمايند و تير هر كدام از سروشها بمحافظت جوهرى يا عرضى مقرر است چنان كه خرداد بر آب موكل است و اردىبهشت بر آتش و مرداد بر اشجار و باقى سروشها بمحافظت آنچه مقررند در ذيل نام آن سروش مرقوم شده و خواهد شد و ديكر بمعنى سروش نام ملكى است كه رياست بندكان بدست اوست و تدبير امور و مصالحى كه در روز سروش واقع شود به دو متعلق است ديكر نام روز هفدهم باشد از هر ماه شمسى نيك است در اين روز دعا كردن و بآتشكده رفتن بعقيده پارسيان سابق چنان كه حكيم فردوسى كفته
هميشه سروشت بروز سروش * نكهبان و افزونترت راى و هوش
ديكر بمعنى آواز خوش و نغمه آمده و در فرهنك جهانكيرى استشهاد بدين بيت حكيم ناصرخسرو كرده كه كفته
خوش بخندى بر سروش مطرب و آواى رود * ور توانى دامنش پر لؤلؤ مكنون كنى
و چون رجوع بديوان ناصر كه حاضر است كردم سرود مطرب نوشته بود و بقواعد شاعرى اين بهتر است ولى از قراين خارجه معلوم است كه سروش