اين هر سه نيز نام حضرت ابراهيم است چنان كه در آن سه نام كذشت و در محاضرات از تفسير ثعلبى كويد انبيا هشت هزار بودهاند چهار هزار از بنى اسرائيل و همه از نسل ابراهيم خليل الرحمن عليه السّلام و هشت تن از آنها از اولاد آدم عليه السّلام بودهاند و آن شيث و ادريس و نوح و هود و صالح و لوط و يونس و اسحق و بعضى ده تن دانسته اند و بعضى پيغمبران را صد هزار كفتهاند و يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر معلوم است كه در هر وقتى در هر آئينى بودهاند چه بيش از بيست و پنج تن از پيغمبران زياده در قرآن مجيد نيامده است و كفته است جواليقى كه اسماء انبيا همه عجمى است الا چهار كس آدم و شيث و صالح و محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و زردشت ثانى بزعم فردوسى به نه پشت بزردشت بزرك مىرسد كه كفته
نهم پور زردشت پيشين به او * ابراهيم پيغمبر راستكوى
و نام او نيز براهام بوده چنان كه مرقوم خواهد شد و بعضى كفتهاند كه مقصود فردوسى از زردشت پيشين مهآباد است كه نسب زردشت ثانى بنه واسطه به او مىرسيده و الله اعلم در هرحال نام اصلى زرتشت سِپنتان بوده و نام مادرش را دغدويه نوشته و پارسيان كويند دوددى است بمعنى بىبى و جدّه كه آن را بپارسى مادربزرك كويند يعنى مادر مادر
زردشت و زرتشت و زرهشت
اين سه لغت بر وزن انكشت باشد زاردُشت و زارهُشت و زارتشت اين لغت بر وزن خارپشت است زراتشت و زرادشت و زراهشت اين سه نام بر وزن چراكشت زرّهدشت و زرّهتشت و زرّههشت اين سه بر وزن ارّهپشت آمده زردهشت و زرتهشت زاردهشت و زارتهشت در اين چهار لغت دال مهمله و تاى فوقانى مضموم است و از آن پس ساكن باشند و آن شين معجمه و تاى فوقانى آخر است و اين جمله نام پسر پور شسب ابن پيتراسب است كه به دوازده واسطه نسبش بشاهنشاه ايران منوچهر بن ايرج بن فريدون منتهى مىشود و مادر او دغدويه هم از اولاد فريدون بوده عقيده فارسيان ايران آنست كه او پيغمبر بزركوار و حكيم رياضت شعار بوده و بر وى نامه آسمانى نازل شده چنان كه پيش از او بر اول پيغمبر عجم مِهآباد كه او را آذرهوشنك نيز كويند و چىافرام و شاىكليو و ياسان و ساير انبياى عجم نزول نموده همچنين بر كيومرث كه او را كرشاه و كلشاه نيز كويند كتاب آسمانى فرود آمده و بعد از او سيامك و هوشنك و طهمورث و جمشيد و فريدون و منوچهر و كيخسرو كه حكماى كامل و سلاطين عادل بودهاند نيز كتاب داشتهاند و بعد از زردشت ساسان نخست كه پسر بهمن بود از سلطنت كذشته عبادت اختيار كرد بمقامات اعلى رسيد و درجه پيغمبرى يافت و صاحب كتاب كرديد آخرين اين طايفه ساسان پنجم است كه بعد از وفات پرويز كتاب دساتير را كه جامع كتب آنها است ترجمه نموده و از حقايق بعضى مطالب اختيار كردد و آن را نميراى نام نهاده يعنى باقى و جاويد و نميرنده و هنوز در ميان است و زردشت را و خشور سيميارى كويند يعنى پيغمبر رمزكوى و كتاب زند و پازند منسوب بدوست و آذرپژوه نام مؤبدى از زند و پازند احكام شريعتى زردشت را انتخاب كرده و بيرون نوشته و آن احكام ملّتى مشتمل بر صد باب است و موسوم بصدور و در صفت آن كفتهاند
زرادشت بنكر چه دين پردراست * كه در شهر علمش رو از صد درست
كويند وى در شهر اردبيل و سبلان ظهور كرده و اصلش از شهرى بوده در ميانه مراغه ورتكان كه شير نام داشته برى آمده و از رى رو به تختكاه شاهنشاه لهراسب و كشتاسب نهاده كه آن را ايران شهر مىناميدهاند و نيشابور و ترشيز و كشمر اكنون بجاى اوست و پادشاه عهد بوى كرديده و دين او را قبول كرده و بعضى كفتهاند قبل از ملاقات با كشتاسب شاه بخراسان رفته ببلخ در آتشكده موسوم بنو بهار اعتكاف كزيده كشتاسب او را ديده بعد از امتحان و اظهار معجزات بزرك به او ايمان آورده آئين او را رواج داده اسفنديار بترويج و تعيين آتشكدهها پرداخته تا ولايات ايتاليا آتشكدهها بر پاى كرد الّا در سيستان و رابلستان كه رستم زال آيين زردشت را نپسنديد اين نيز سبب عداوت كشتاسب و اسفنديار با او كرديده ارجاسب نيز قبول ننموده انكار سخت كزيد و بعد از سى سال از حكومت كشتاسب ارجاسب از تركستان بدار الملك بلخ تاخته لهراسب را بكشت و توربراتور بآتشخانه آمده زردشت را از پاى درآورد و مدت عمرش هفتاد و هفت سال بوده است و پنج هزار و بيست و سه سال بعد از هبوط آدم صفى عليه السلام ظهور نموده و كتاب زند محتوى بر بيست و يك