به آب نيم كرم پرد موى از وى جدا سازند و با پوست بريان و به عربى سميط كويند حكيم سنائى كفته
در ره سيل چون كنم خانه * كرپهء روده چون كنم شانه
و درخت برك ريخته را بدين مناسبت روده كويند چنان كه فرخى در مسمطات بهاريه كفته درخت روده از دينار و از كوهر توانكر شد
رودكانى
جمع روده است و بمعنى مفرد هم كفتهاند سعدى راست بود تنكدل رودكانى فراخ
رودلاخ
جائى كه در آن رودخانه و چشمه بسيار باشد چه لاخ جاى انبوهى و بسيارى چيزى است مانند سنكلاخ و ديولاخ
رودنك
چو بيست سرخ كه بدان رنك كنند و كفتهاند و ناس است
رورده
بفتح هر دو راء و واو دويم بها زده بر وزن توسعه در پارسى قديم بمعنى زنجير است كه به عربى سلسله كويند در بيان مسئلهء دور و تسلسُل كه اكنون معروف شده پارسيان روروه و كبيرده مىكفتهاند كه بپارسى ترجمه اين دو لفظ است كبيرده بمعنى كردش و دور است بفتح دال و باء و دال بها زده و اين دو لغت از كتب قديم حكماى پارس مرقوم شده
روز
مقابل شب است و بمعنى آفتاب هم هست چنان كه سعدى كفته
روز برآمد بلند اى پسر هوشمند * كرم بود آفتاب خيمه برويش بهبند
و بمعنى روزكار نيز آمده و بمعنى وقت و زمان و هنكام نيز درست است انورى كويد
روز عيش و طرب و بستان است * روز بازار كل و ريحان است
روزبازار
بمعنى كرمى و رواج بازار ابو الفرج رونى كفته
جشن فرخنده فروردين است * روزبازار كل و نسرين است
و در بعضى بلاد مانند تبرستان و خوارزم رسم است كه هرروزى از هفته در محلّى مغين روزبازار است كه مردم در آنجا جمع شده معامله كنند
روزبان
آنان كه هر روز بر دركاه پادشاهان نشينند و احكام سلطان را جارى كنند و بيشتر اطلاق اين اسم بر جلاد مردمكش و فراش و چاوش و عمله استعمال شود و آنان را روزبانان نيز كويند فردوسى كويد
شبانكه بدركاه بردش كشان * بر روزبانان مردمكشان
روزبه
يعنى بهروز و نام اصلى جناب سلمان فارسى بوده و نسبش منوچهر پادشاه مشهور ايران مىرسيده از عراق عجم و نواحى شهر سپاهان ببلاد عرب افتاده بصحبت جمعى كثير از دانايان اديان تكميل يافته چون طالب حق بوده عاقبت امر پس از بندكيهاى خلق به حق راه يافته در مدينه حضرت رسالتپناه پيغمبر عربى صلى اللّه عليه و آله او را از عثمان بن اشهل يهودى كه مالك او شده بود به سيصد اصله نخله و چهل اوقيه زر خريدارى فرمود و پس او را از قيد بندكى آزاد داشت و عهد آزادى به خط مبارك حضرت امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السّلام مرقوم بخاتم مبارك حضرت خاتم الانبياء صلى اللّه عليه و آله و صحابه مختوم كشته صورت آن را مكرّر ديدهام و اينك حاضر است و بعد از اسلام سلمان نام يافته مناقب و مآثر او در اخبار و احاديث معروفست برادرزادهء داشته موسوم بماهاوين فرخ حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله به خط امير المومنين عليه السّلام عهدى مختوم به دو فرستاده و او را تمجيد فرموده آن نيز در تاريخ كزيده مرقوم است و اولاد او در شيراز معروف بودهاند على الجمله جناب سلمان سيصد و پنجاه سال عمر داشته در زمان عثمان بمداين دركذشت
قصهء سلمان شنيدستى و قول مصطفى * كاو ز اهل بيت چون شد با زبان پهلوى
روزبهان
نام شيخى پارسى بوده از مردم شهر پساع روزبهان فارس ميدان عشق و بذوق و حال و فضل و كمال معروف صاحب تصانيف است و بشيخ شطّاح شهرت يافته
چه خوش كفت آن عارف روزبه * كه با درد جانان شب از روزبه
روزبهى
بمعنى به روزى و سعادت است و سراى روزبهى يعنى عالم امر كه تنزّل و آفت ندارد حكيم سنائى كفته
لادهوزان سراى روزبهى * بازكشتند جيب و كيسه تهى
روزخسب
بضم خاء معجمه بمعنى كاهل و سست بودن كسى و كارى نكردن مولوى كفته
ايا كه عشق ندارى ترا رواست بخسب * برو كه عشق و غم او نصيب ما است بخسب
بدست عشق درافتادهايم تا چه كند * تو چون بدست خودى روبدست راست بخسب
روز خسب و شبخيز
عابد و زاهد شبزندهدار را كويند و بمعنى دزد و راهزن و شبرو نيز آمده هم مولوى كفته
هزار شب تو براى هواى خود خفتى * يكى شبى چه شود از براى يار مخسب
خداى كفت كه شب دوستان نمىخسبند * اكر خجلشدهء زين و شرمسار مخسب