شيرين است .
و نيز چنين گويند كه منّ « ترنگبين » است . در لغت عرب آقاى فرّا گويد : هر چيزى كه بر درخت « ثمام » و غير آن بيفتد به شبه نم و طعم آن شيرين است و چون بيشتر شود منعقد شود به شبه « شكر » عرب او را منّ گويند .
و ابن ماسويه گويد : منّ « ترنگبين » است و او چيزى به شبه « نم » بر درخت گز بيفتد و بعضى ترنقبين گفتهاند به شبه قبيطا و لون و سبز مىباشد و معدن او در زمين مصطارون و ملازگرد بر درخت « مورد » فرود آيد .
ابن ماسويه گويد : چون آفتاب گرم شود ، بهواسطه حرارت از درخت و نبات و انواع
ميوهها بخارى متولد مىشود و متصاعد گردد لطيف به قوت نارى كه از آفتاب متولد شده است و او را از زمين به هوا رسانيده است . او را در هوا بدارد و در مجاورت حرارت آفتاب عفونت و فساد او رفع شود و طبع او به شيرينى مبدل شود و غلظتى از او پديد آيد و هر گاه كه آفتاب غروب كند و بهواسطه سردى جوهر آتش قصد مركز خود كند و تعلق او از اجزاء آبى منقطع شود خاك و آب روى به انحطاط و هبوط آرند ، زيرا كه طبيعت هر يك از عناصر آن كه چون اجزاء جزوى ديگر كه با او مركب شده است غالب شود آن غالب قصد مركز طبيعى خود كند .
پس به اين معنى ارضى و مائى قصد مركز خود كنند و بر هر موضع كه بيفتد از خاك و نبات و غير آن . پس از انواع نبات هر چه را قوت ( محافظت بود ) محافظت كند و به تدريج كثافت در روى زيادت شود . و چون حلاوت و كثافت در روى تمام شود او را عرب « عسل الطل » و منّ گويند . و پارسيان او را ترنگبين گويند .
و هرچه از او بر درخت « بطم » و « بادام » افتد هم نيكو نبود و هر چه بر درختى افتد كه به طبع و خاصيت نيك نباشد هم نيك نبود . به حسب اختلاف لغات در نام او اختلاف است . « الكماة بقيه المن » و اين لفظ موافق است ( مر آن ) كه از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در ذكر « كماة » آوردهايم .
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٢٣٣