* منّ
منّ در عربى به معناى عطاى خدا يا شخص مىباشد و در انگليسى و آلمانى مانا و در زبان فرانسه
Manne
گويند و به خوراكى اطلاق مىگردد شيرين مزه كه خداى براى قوم بنى اسرائيل در مدت 4 سال راهپيمايى آنان مىفرستاد و در داستانهاى مذهبى اديان مختلف آمده و از جمله در قرآن از من ( شكركى كه به عقيده نويسندگان ترنجبين يا شيرخشت بوده است ) ياد شده بدين مضمون كه منّ و سلوى ( مرغ بريان ) را بر شما فرو فرستادم . « و انزلنا عليكم المن و السلوى » . « 4 » من چكيده شيرين مزهاى است با طعم ملايم و رنگ سفيد يا زرد كه بر روى ساقه يا برگ يا در ساقه برخى از نباتات در اثر گزش حشرات يا تيغ زدن ( ايجاد شكاف در پوست درخت ) يا در اثر تغييرات جوى يا خودبهخود ظاهر مىشود و در فارسى به آنها شكرك گويند و در تركيب شيميايى اين مواد ، قندهاى مختلف و الكلهاى پلىمرف ديده مىشود . كلمه هندى سركرا
Sarkara
مىباشد كه در زبانهاى فارسى ( شكر ) در عربى ( سكر ) ، انگليسى ( شوكر ) ، فرانسه ( سوكر ) ، يونانى ( سكخرون ) ، لاتين ( سكخروم ) و . . . وارد شده است .
براى تهيه منّ ( شكرك ) احتياج نيست مانند تهيه شكر و قند از چغندر يا نيشكر به تغييرات و تبديلات شيميايى متوسل گرديد ، بلكه تهيه آنها بطور مستقيم از گياه مىباشد .
شكركها زيادند : بيدخشت ، تباشير ، ترنجبين ، سكر العشر ، شكرتيغال ، شكر سرخ ، شكرك زبان گنجشك ، شيرزاد ، گزانگبين ، گزعلفى ، شكرك زيتون ، شكرك ارز ( شجره القطران ) و . . . كه فقط اشاره مختصرى به خواص آنها كرده به شرح بيشتر نوعى كه مورد بحث است ، مىپردازيم :
بيدخشت يا بيدانگبين كه در تابستان گرم از ساقه بعضى از درختان بيد به دست مىآيد و در عربى به نامهاى خلاف و صفصاف ثبت شده و نام فارسى از اين جهت
هامش
( 4 ) - قرآن مجيد .