تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨

* مگس

مگس حشره‌اى است از راسته دوبالان كه در جلو دهن داراى دو شاخك كوتاه است و داراى خرطومى است كه رأس آن برجسته و اسفنجى است . از اقسام مگس‌ها مگس سبز و مگس گزنده و مگس تسه‌تسه را مىتوان نام برد . « 2 » در حديث پيغمبر صلى الله عليه و آله از عامه است كه مگس اگر در طعام افتد جانب ديگر آن را نيز غوطه دهند ، زيرا كه در يك بازوى آن مرض است و در ديگرى دوا و لهذا نفس خود را در آن مىاندازد . مزاج آن گرم و تر در اول و خاكستر آن سرد و خشك و آن قوىتر در تحليل و تليين است و جاذب و متهوع و مقى و چون خاكستر آن را با عسل بر داء الثعلب طلا نمايند موى بروياند و همچنين اگر مگس را محكم در آن موضع بمالند و چند روز ادمان آن نمايند و چون مگس را بر موضع برص ضماد كنند و در آفتاب نشينند و تكرار اين عمل نمايند جلد را مقشر سازد و در آن فعل اطريلال قازياغى كند . اگر بر پارچه كتان ماليده ضماد كنند دردهاى چشم و ريختن موى پلك را نافع و همچنين اكتحال سوخته آن و كذا ضماد ساييده آن محلل اورام چشم است و محمد بن احمد گفته كه خوردن پخته و خام آن را هنديها جهت تقويت چشم و منع جميع آفات چشم مجرب مىدانند و فضله مگس را چون با آب و عسل مصرف كنند جهت خناق و ازاله مغص و قولنج مجرب يافته‌اند . گذاشتن سر مگس سبز در احليل باعث نعوظ قوى است و چون سر آن دور كرده بر گزيدگى زنبور و عقرب بمالند درد آن ساكن كند و جذب سم نمايد . بوى پياز عنصل كشنده انواع مگس است و گويند چون از برگ كدو بخور سازند مگس از آن موضع بگريزد و چون مگس بميرد و بر آن خبث الحديد بپاشند زنده گردد . « 1 »

هامش
( 2 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 4 ، ص 4325 .
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 4 ، ص 100 ؛ تحفه حكيم ، ص 121 .