دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 157
خرك ، به اردو آگ و ملار و آكن ، به انگليسى Caletropis Swallo و ميوه آن را به هندى آگادودا مىنامند . « 1 » ( 1 ) - المفردات ، ص 59 . استبرق را عشر مىگويند كه از تيره گياه اسكلى پياداسيا مىباشد . « 2 » ( 2 ) - لسان العرب ، ج 17 ص 157 . نام آن در فارسى : استبرق و خرك ، در خوزستان : غلبلب ، عشر و غرق ، در كرمان و بلوچستان : كرك و به انگليسى : Green Satin مىنامند . « 3 » ( 3 ) - جنگلهاى ايران ، ص 290 ؛ فرهنگ كتابستان ، ص 50 . استبرق كلمهاى فارسى است كه به عربى برگشته است . « 4 » ( 4 ) - دائرة المعارف ، فريد وجدى . اين گياه در شيراز و به طور كلى در فارسى به استبرق ، در دزفول و شوشتر به غلب لب ، در اهواز به عوشر ، عشر ، در دشتستان به غرق ، در بم به نرماشيرهبژهكرك و در بين لار و بندر عباس به خرك مشهور است . « 5 » ( 5 ) - گياهان دارويى ، دكتر زرگرى ، ج 2 ، ص 346 . آيات و روايت : « أُولئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ نِعْمَ الثَّوابُ وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً » . براى آنها باغها و بهشتهاى عدن « 6 » ( 6 ) - نام محلى در وسط بهشت . هست كه از زير آنها جويها جارى مىشوند . در آنجا بر دستهايشان بازوبندهايى از طلا و در آنجا لباسهاى كبود از سندس و استبرق مىپوشند و بر مبلها تكيه مىكنند و چه ثواب و پاداش خوب و مقام عالى . « 7 » ( 7 ) - كهف : 31 . « وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ » . و مىپوشند لباسهاى سبز از سندس و استبرق . « 8 » ( 8 ) - همان . نوعى ابريشم كه با طلا بافته مىشود را به دليل برّاق بودنش استبرق مىگويند . « يَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِينَ » . خداوند در قرآن بهشتىها را وصف مىكند كه لباس سندس و استبرق مىپوشند . « 9 » ( 9 ) - دخان : 53 . « مُتَّكِئِينَ عَلى فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ » . و باز خداوند مىفرمايد : در بهشت به فرشها تكيه مىكنند و استبرق مىپوشند و ميوهها را مىچينند . « 1 » ( 1 ) - الرحمن : 54 .