مىرويد . گفته مىشود پارچه مكه را از آن مىبافتند و كاغذ را نيز از آن مىساختند . فرهنگ روستايى از دائرةالمعارف فلاحتى ( تأليف دكتر تقى بهرامى ، صفحه 1317 ) در موضوع استبرق چنين آورده است : استبرق گياهى است كه نوعى از آن در آمريكا مىرويد ، ولى تارهاى آن به كار نخ ريسى و پارچه بافى نمىآيد . استبرق ايران هم ، تخمهايش به كار نخ ريسى نمىآيد ، ولى برّاقتر از نوع آمريكايى است و از ساقه آن مىتوان مانند كتان ، شاهدانه و كنف در نساجى استفاده كرد . اين گياه سابقا كشت مىشده و از الياف ميوه آن ( مانند پنبه ) كه داراى جلايى شبيه ابريشم است ، ديباى معروف شوشتر را مىبافتند . استبرق گياه مناسبى براى تثبيت ريگهاى روان است . « 1 » پروفسور پوپ آمريكايى در كتاب خود از يك الياف در منطقه شوشتر نام برده كه از آن پارچههاى ظريفى تهيه مىشده است .
اسم :
و به عربى : عشر و به فارسى : جيوه گياهى و استبرق مىنامند . « 2 » نام علمى درختچه استبرق
است . اين گياه در خوزستان به نام غلب لب ، خرك ، مدان و عشار ناميده مىشود . « 3 » در فارس به نام خزق و در نقاط ديگر به برگ مدار و زهرناك معروف است . « 4 » استبرق را به فارسى