ابريشمى چسبيده است . « 1 » استبرق لباس پاكيزه ، ضخيم و خوب است كه لفظ آن از فارسى به عربى برگردانده شده است . « 2 » سندس از استبرق لطيفتر است . « 3 » اعراب بيابانى از آن بالش تهيه مىكنند . نوعى از استبرق سمى است به طورى كه نشستن در سايه آن درخت كشنده است . برگش مدور و نوعى شبيه به برگ درخت گز و گلش سفيد و ميوهاش مثل نخود و مايل به سرخى مىباشد . كيسوسن بن مالث گويد : كه از اين نوع شكرى مىگرفتهاند كه با وجود شيرينى ، خوراك دو مثقال آن در سه روز كشنده است .
ترجمه : استبرق گياهى بيابانى است كه از صقلابيه ( اسلاو : شامل قسمتهايى از يوگسلاوى و چكسلواكى ) آمده و در بلاد غرب مىرويد كه در بالاى شاخههاى آن تورهايى مىگذارند . در كلام ادب عربى به نام عشريه آمده چون ده گل دارد . « 4 » استبرق ساتن سبزى است كه معمولًا آن را در انگلستان و هند مىپوشند . « 5 » استبرق از گياهان كائوچوئى ايران است . « 6 » چنانچه پيرمردهاى شهرهاى جنوب به خاطر دارند ، 80 سال پيش از اين گياه پارچه تهيه مىنمودند . « 7 » ديبا را در شوش از درخت و در شوشتر از الياف آن مىساختند . پروفسور پُپ آمريكايى در كتاب تاريخ صنايع ايران مىنويسد : پارچه ديبا از صادرات ايران بوده است . به علت اين كه در مناطق حارّه به وجود مىآيد و ثابت است كه در قم و كاشان هم