بهين كار او سنّتى گشت مجرى بر ميهمانان تريد منضّد به حجّاج مائيم سقّا به مكّه ز آب مويزى كه خشكيده باشد ز ما « مأزمان » است و وادى موقف [ 1 ] ابا هرچه دارند و از ما است مسجد [ 2 ] ستم از تو دور است تا زنده باشيم منم پهلوانى چه مار مسود [ 3 ] تبارت همه گرد باشند و سرور چه شيران بيشه فروزان سپهبد به تو عهد بستم وفادار و صادق به گفتار من از كجا كذب آيد هميشه صواب است گفتار نيكت ز گاهى كه بودى تو يك طفل امرد تو اندرزگوئى و يكتا مجاهد به تو ابر بارد به تو ابر غرّد
هامش
[ 1 ] وادى موقف : عرفات است .
( 2 ) مقصود اين است كه اين مشاعر متبرّكهء حج به دست ما اداره مىشود و باقى است .
( 3 ) مسود : سياه .