تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 876

مساهمون:

ص٨٧٦
پياپى تير اگر بارد رسد مرگ تو از قسمت بسا تير خطاكار و بسا تير شتابنده بود هر زنده را گر عمر طولانى نصيب آيد در آخر تير مرگى بر نشان جانش آينده ( 1 ) على ( ع ) در پاسخ پدر گفت : مرا در يارى احمد تو فرمائى شكيبائى نگفتم آنچه را گفتم به حق از روى بىتابى و ليكن خواستم بينى كه من يارم محمد را بدانى من هميشه طائعت هستم به هر جائى براى قرب حق در نصر احمد مىتلاشم من نبىّ هادى و محمود در طفلى و برنائى ( 2 ) رسول خدا ( ص ) فرمود : تا ابو طالب زنده بود ، قريش از من ترس داشتند و از آزار من كناره مىكردند ؛ چه خوش سروده است ابن ابى الحديد : ابو طالب و زاد او گر نبودى ز دين پيكرى زنده بر جا نبودى همان بد پناه فداكار مكّه همين در مدينه خطر را بسودى [ 1 ]
هامش
[ 1 ] يعنى امير المؤمنين ( ع ) در مدينه ، هميشه در نصرت پيغمبر ( ص ) با مرگ دست به گريبان بود ، و مقصود : كثرت جهاد و فداكارى است .