تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 852

مساهمون:

ص٨٥٢
روايت كرده كه : خداوند به پيغمبرش ( ص ) دستور داد وارد كنيسه‌اى شود ( معبد يهود ) تا مردى را به بهشت برد ، چون با گروهى همراهان خود وارد كنيسه شد ، ديد جمعى از يهود ، توراة را مىخوانند و به آنجا رسيدند كه اوصاف پيغمبر ( ص ) را شرح مىدهد ، چون چشمشان به آن حضرت افتاد خموشى گرفتند ؛ در گوشهء كنيسه ، بيمارى بود ، ( 1 ) پيغمبر ( ص ) از آنها پرسيد : چرا خموشى گرفتيد ؟ آن يهود بيمار بر سر دست آمد و خود را به توراة رسانيد و آن را برگرفت و خواند تا آخر وصف پيغمبر ( ص ) و امّت او و گفت : اين اوصاف از آن تو و امّت تو است و من شهادت مىدهم كه معبود بحقّى جز خدا نيست و تو رسول خدائى ، و سپس جان داد ، پيغمبر ( ص ) به همراهانش فرمود : متصدّى جنازهء برادر خود گرديد . ( 2 ) به نظر من حال اين بيمار آزادهء جوانمرد چقدر شبيه است به حالت حرّ بن يزيد رياحى طبق آنچه سبط بن جوزى در « تذكره » آورده است ، گفته است : حسين ( ع ) شبث بن ربعى [ 1 ] و حجار بن ابجر [ 2 ] و قيس بن اشعث و
هامش
[ 1 ] در « تقريب » ابن حجر گويد : شبث اوّلش مفتوح است و دوّمش باء يك نقطه و سوّم ثاء سه نقطه ، پسر ربعى تميمى يربوعى است ؛ ابو عبد القدّوس گويد : كوفى است و دوران جاهلى را ديده ، مؤذّن سجاح بود ، و سپس اسلام آورد و در شورش بر عثمان كمك كرد و سپس در صحبت على ( ع ) درآمد و پس از آن از خوارج شد و باز توبه كرد و در قتل حسين ( ع ) شركت نمود و پس از آن با مختار در شمار خونخواهان حسين ( ع ) درآمد و رئيس شرطهء كوفه گرديد و در قتل مختار هم شركت جست و در حدود سال 80 هجرى در كوفه بمرد . ( 2 ) حجّار بن ابجر با حاء يك نقطه و جيم با تشديد ، همان است كه در قتل حسين ( ع ) شركت جست ،