بر اسبان رهوار خود برنشينند چه صبحى صداى منادى شنيدند چه بينند در صبح روى سپيده ز شوق عبادت به شب دل كشيده به دنيا مطيعند از سيّد خود به عقبى همه سيّد كهبد و بد زمين چون بميرند گريد بر آنها چه باشند اوتادش از كوه و صحرا ( 1 ) در « حديقة الحكمة » [ 1 ] ضمن شرح حديث ششم در موضوع رضا به قضاى خدا گفته است : در حديث است كه موسى ( ع ) عرض كرد : پروردگارا ، محبوبترين خلق خودت را نزدت ، به من بنما كه بيشتر از همه عبادت كرده است ، خدا به او فرمود برود به دهى كنار دريا ، و به او خبر داد كه او را در مكانى كه نام برد دريابد ، موسى ( ع ) بدانجا رسيد و مردى زمينگير مجذوم ابرصى را ديد كه تسبيح خدا كند ، موسى ( ع ) به جبرئيل گفت : آن مردى كه از خدا خواستم به من
هامش
[ 1 ] « حديقة الحكمة » شرح چهل حديث نبوى است ، نسخهء قديمى از آن را در مشهد رضا ( ع ) به دست آوردم كه تا يازده حديث داشت و در پشتش نوشته بود : تأليف امام منصور باللَّه عبد اللَّه بن حمزة بن سليمان متولّد سال 551 و متوفّاى 610 در « كوكبان » .
« كوكبان » كوهى است نزديك « صنعاء » در آن قصرى است كه از برون با سنگ و نقره ساختمان شده و از درون با ياقوت و گوهر و در شب چون ستاره مىدرخشد و به اين جهت « كوكبان » ناميده شده ، در « مراصد » چنين گفته .