قيامت ، سرور شهيدان است و اصحابش يك درجه بالاتر از شهيدان ديگرند .
( 1 ) كعب الاحبار [ 1 ] گفت : در كتاب ما وارد است كه مردى از فرزندان رسول خدا ( ص ) كشته شود و هنوز عرق اسبهاى يارانش نخشكيده باشد كه به بهشت روند و حور العين را در آغوش كشند ، و از امام صادق ( ع ) روايت است كه چون زمينها و آبها بر يكديگر باليدند ، كربلا گفت : من زمين مبارك و مقدّس خدايم و تربت و آبم شفاء است و به خود ننازم بلكه خاضع و خوار آن كسم كه اين عنايت را به من فرموده و بر زير دستان نبالم بلكه براى خدا شكرگزارم ، خدا او را به حسين ( ع ) و اصحابش گرامى داشت و بدين تواضع و تشكر فضل او را فزود .
هامش
امّت مىگفتند ، مىگفت : يا بن عبّاس ، سؤال كن از من آنچه بخواهى از تفسير قرآن كه من قرائت كردهام بر امير المؤمنين ( ع ) تنزيل قرآن را و تعليم فرمود مرا تأويل آن را ، ابن عباس استنكاف ننمود ، دوات و كاغذ طلبيد و نوشت بيانات او را ، او از زهّاد و كسانى بود كه از كثرت عبادت پوستش به استخوانش خشك شده بود .
[ 1 ] كعب الاحبار يهودى بود و در خلافت عمر ، اسلام آورد و مردم از پيشآمدهاى آخر الزمان از او مىپرسيدند و به آنها خبر مىداد و از شهادت و بعد از آن هم خبر داد . ابن ابى الحديد گويد : با على ( ع ) كج بود ، و حضرت او را « كذّاب » مىخواند ، شيخ ما صدوق از ليث بن سعد روايت كرده كه گفت : به كعب در حضور معاويه گفتم : وصف مولد پيغمبر ( ص ) را شما چگونه دريافتهايد ؟ و براى عترتش در نزد شما چه فضلى است ؟ كعب به معاويه نظر كرد تا بداند دلخواه او چيست ؟ خدا به زبانش انداخت كه گفت : اى ابو اسحاق ، هر چه دارى بگو ، گفت : من هفتاد و دو كتاب آسمانى خواندم و همهء كتاب دانيال را خواندم و در همه ذكر ولادت او و ولادت عترتش را خواندم .