( 1 ) شيخ كشى [ 1 ] گفته است : حبيب از آن هفتاد مردى بود كه حسين ( ع ) را يارى كردند و به كوه آهنين برخوردند و سينه جلوى نيزهها دادند و چهره جلوى شمشيرها به آنها امان دادند و نپذيرفتند و گفتند : ما نزد رسول خدا ( ص ) عذرى نداريم كه چشمى از ما باز باشد و حسين ( ع ) كشته شود و همه گرد او كشته شدند و بسيار خوب گفته كسى كه دربارهء آنها سروده :
وفادار و مردانه ياران او * بر انبوه لشكر چه شير غرّان
همه پاك اصل و همه پاك نفس * پدر نيك و مادر نجيب زمان
قصور جنان نزدشان شد عيان * قصورى در آنها نبد غير آن
من به آنها اشارت كنم و گويم : السلام على الأرواح المنيخة بقبر أبي عبد اللَّه الحسين عليه السلام :
در مكارم پيشدستى كردهاند * حوض كوثر را به چنگ آوردهاند
گر نبودى تيغ و تير آن يلان * كس نيوشيدى ديگر صوت اذان
( 2 ) من آنچه بدانها تعلّق دارد در كتاب « نفس المهموم » ياد كردم و اين روايت از مسعودى آوردم كه آنان با اصحاب رسول خدا ( ص ) در « بدر » و اصحاب قائم آل محمد ( ص ) از آن هزار كسند كه خدا دينش را بدانها يارى كرده است و در اينجا مناسب است روايتى در فضل اصحاب قائم بياوريم كه همكنان اصحاب
هامش
[ 1 ] كشّي با فتح كاف و تشديد شين نقطهدار ، منسوب به « كش » شهرى در ما وراء النهر است و او شيخ اجلّ مقدّم و ثقه و عالم بصير به رجال و اخبار ، ابو عمرو محمد بن عمر بن عبد العزيز كشّى است ، صاحب رجال معروفى كه شيخ ابو جعفر طوسى آن را خلاصه كرده ، و كتاب او را درس مىخوانند چون پرفائده است .