تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 812

مساهمون:

ص٨١٢
بن كاهل كه يكى از اهل بيت را كشته بود طلب كرد و به دست نيامد ( 1 ) و ديگرى را از خثعم بنام عبد اللَّه بن عروهء خثعمى تعقيب كردند كه مىگفت : دوازده تير به اصحاب حسين زده‌ام ، او هم به دست نيامد و به مصعب بن زبير پيوسته بود ، خانه‌اش را ويران كرد ؛ عمرو بن صبح صدائى را كه مىگفت : بر شهداء زخم زدم ولى از آنها نكشتم ، تعقيب كردند و او را گرفتند ، شبانه نزد مختار آوردند و گفت او را نيزه زدند تا جان داد ؛ محمد بن اشعث را خواستند كه در ده خود جنب « قادسيه » رفته بود ، ولى او را نيافتند ، نزد مصعب گريخته بود ، مختار خانه‌اش را خراب كرد و با خشت و گلش ، خانهء حجر بن عدى را كه زياد خراب كرده بود ، ساخت . ( 2 )

رفتن ابن اشتر به جنگ ابن زياد

در همين حال ، هشت روز از ذيحجه مانده بود كه ابراهيم بن اشتر براى نبرد با ابن زياد ، روانه شد ، همان دو روز پس از حادثهء سبيع حركت كرد و مختار ، همهء پهلوانان و وجوه و دانشمندان تجربه آموختهء اصحاب خود را همراه او فرستاد و تا « دير عبد الرحمن بن ام حكم » او را بدرقه كرد ، در آنجا كرسىداران مختار كه آن را بر استر سرخى نهاده بودند و دعاى نصرت مىخواندند ، به او برخوردند [ 1 ] و
هامش
[ 1 ] اين كرسى را مختار از آل جعدة بن هبيره خواهرزادگان على ( ع ) گرفته و آن را آراسته كرده و جمعى را بر آن گماشته بود و وسيلهء تشويق ياران خود ساخته بود و در مواقع سخت و در رزمها دور آن جمع مىشدند و دعا مىكردند و آن را نمونهء تابوت نصرت بنى اسرائيل كرده بود و از
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 812 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى