آسمان را سقفى بر هم ساخته و در زمين درّهها و راهها پرداخته است ، پس از بيعت با على بن ابى طالب ( ع ) و آل على از اين بيعت به هدايت مقرونترى نكرديد » .
( 1 ) سپس فرود آمد و همهء اشراف كوفه آمدند و با او بيعت كردند بر كتاب خدا و سنّت رسول و خونخواهى اهل بيت و جهاد محلّين و دفاع از ضعفاء و قتال با مهاجمين و صلح با مسالمين .
( 2 ) منذر بن حسّان و پسرش حسّان هم با مختار بيعت كردند و چون از نزد او بيرون آمدند ، سعيد بن منقذ ثورى با جمعى از شيعه به آنها برخوردند و گفتند :
به خدا اين دو تن از سران جبّارانند و هر دو را كشتند و هر چه منذر گفت : دست بازداريد تا دستور از مختار بستانيم ، گوش ندادند و چون مختار اين واقعه را شنيد بدش آمد ، مختار وعدههاى خوش به مردم مىداد و نظر اشراف را به خود جلب مىكرد و خوشرفتارى مىنمود ، به او گفتند : ابن مطيع در خانهء ابو موسى است ، جواب نداد و شب صد هزار درهم براى او فرستاد و به او پيغام داد كه اين را هزينهء مسافرت كن ، من مىدانم كجا هستى و مىخواهى به روى ولى خرجى ندارى ، ميان آنها دوستى بود ، مختار نه هزار هزار درهم در خزانه يافت و به آنان كه تا محاصرهء قصر با او همراه بودند و سه هزار تن بودند به هر كدام پانصد درهم داد و به آنها كه پس از محاصرهء قصر به او پيوستند و سه روز محاصره را با او بودند ، هر كدام دويست درهم داد ( 3 ) و با مردم به روى خوش برخورد مىكرد و اشراف را همنشين خود ساخت و عبد اللَّه بن كامل شاكرى را رئيس شرطهء خود نمود و كيسان ابا عمره را رئيس پاسبانان دار الحكومهء خود ساخت ، يك روز كه ابو عمره بالاى
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 793
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٧٩٣