قصر فرود آئى و به خانهء كسى كه به او وثوق دارى به روى تا خود را به صاحبت برسانى ، ( 1 ) عبد الرحمن بن سعيد و اسماء بن خارجه و ابن مخنف و اشراف كوفه هم اين نظر را تأييد كردند و ماند تا شب شد و به آنها گفت : من مىدانم اراذل و اوباش شما چنين كردند و اشراف و اهل فضل شما همه سامع و مطيع هستند و من اين موضوع را به صاحب خود ابلاغ مىكنم و طاعت و جهاد شما را به او گزارش مىدهم تا خدا چه خواهد ، همه او را ستودند و او تنها بيرون شد و به خانهء ابو موسى رفت و ابن اشتر بر در قصر آمد و ياران ابن مطيع پس از رفتن او در را باز كردند و گفتند : يا بن الاشتر ما در امانيم ؟ گفت : همهء شما در امانيد ، و بيرون آمدند و با مختار بيعت كردند و مختار وارد قصر شد و شب را در آنجا گذرانيد و اشراف مردم در مسجد و بر در قصر صبح كردند .
( 2 ) مختار بيرون آمد و بر منبر رفت ، حمد خدا كرد و او را ستود و گفت :
« حمد از آن خدائى است كه به دوستش وعدهء پيروزى داد و به دشمنش بهرهء خسارت ، و اين نويد را تا پايان روزگار مورد عمل نموده و حكمش را امضاء كرده و هر كه افتراء بندد نوميد است ؛ اى مردم ، پرچمى براى ما افراشتند و وقتى معيّن كردند ، گفتند : پرچم را بلند كنيد و در آن وقت معيّن دنبال كار رويد و از آن تجاوز ننمائيد ، ما به دعوت داعى گوش داديم و گفتار منادى را شنوديم ، چه بسيار مرد و زنى كه خبر مرگ كشتگان جنگ را دادند ، دور باد آنكه طغيان كند و پشت دهد و نافرمانى نمايد و تكذيب كند و رو برگرداند ؛ هلا اى مردم ، وارد شويد و از روى هدايت بيعت كنيد ، سوگند به آن كه
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 792
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٧٩٢