تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
روزه گير شب‌زنده‌دار باشند ، با دوست آل محمد مهربان باش كه اگر از فزونى گناه قدمى از آنها بلغزد و قدم محبت آنها بر جا بماند و دوست آنها به بهشت برگردد و دشمن آنها به دوزخ . ( 1 )

فصل در جور خلفاء بر قبر شريف آن حضرت

ابن اثير در « كامل » ضمن وقايع سال 236 گويد : در اين سال ، متوكّل امر كرد قبر حسين ( ع ) را ويران كنند و هر چه خانه و منزل اطراف او است ويران سازند ، و تخم جاى آن بكارند و آب بر آن بندند و مردم را از زيارت آن منع كنند و در آن نواحى جار زدند كه : بعد از سه روز هر كس را اطراف قبرش دريابيم او را در زندان مطبق اندازيم ، مردم گريختند و زيارتش را ترك كردند و خراب شد و زراعت گرديد ؛ متوكل ، على بن ابى طالب ( ع ) و خاندانش را بسيار دشمن مىداشت و از هر كس به او مىرسيد كه دوست على ( ع ) و خاندان او است مال و جانش را مىگرفت ، يكى از نديمانش « عبادهء مخنث » بود كه زير پيراهن خود روى شكمش بالشى مىبست و سر اصلع خود را برهنه مىكرد و جلوى متوكل مىرقصيد و آوازخوان‌ها مىخواندند : ( قد أقبل الأصلع البطين ، خليفة المسلمين ) متوكل هم مى مىخورد و مىخنديد ، يك روز در حضور منتصر اين اجتماع شد و او عباده را تهديد كرد و از ترسش خاموش شد ، متوكل از حالش