زائرش چه فضيلتى دارد و نزد ما چه خير جزيلى دارد ؟ گفتم : نه ، فرمود : فضيلتش اين است كه ملائكهء آسمان به او مباهات كنند و آنچه نزد ما دارد اين است كه هر صبح و پسين بر او رحمت طلبيم و پدرم به من حديث كرده از آنگاه كه كشته شده قبرش از نمازخوان خالى نمانده چه از ملائكه چه جن و چه از انس يا از وحوش ، چيزى نباشد كه بر زائر او رشك نبرد و او را مسح نكند و هر چيز در نگاه بر او اميد خير دارد چون به قبر او نگاه كرده ، سپس فرمود : به من خبر رسيده كه جمعى از نواحى كوفه و مردمى ديگر و زنانى شيون كن به زيارت او آيند در نيمهء شعبان ، يكى قرآن خواند و يكى قصه گويد و يكى شيون كند و يكى مرثيه خواند ، به او گفتم : آرى قربانت ، من بعضى از آنچه وصف كنى ديدهام ، فرمود : حمد خدا را كه براى ما ميان مردم كسانى را قرار داده كه به ما ورود كنند و ما را مدح كنند و براى ما مرثيه خوانند و دشمنان ما را كسانى نموده كه به آنها طعن زنند چه از خويشان باشند و چه از ديگران كه به آنها هدايت شوند و آنچه كنند ، زشت شمارند .
( 1 ) از « بشارة المصطفى » از اعمش ، از عطيهء كوفى كه گويد : با جابر بن عبد اللَّه انصارى ( ره ) به زيارت قبر حسين ( ع ) رفتيم ، چون وارد كربلا شديم جابر به شط فرات رفت و غسل كرد و ازارى بست و ردائى به دوش افكند و كيسه سعدى گشود و بر تن خود پاشيد و به هر گام ذكر خدا گفت تا نزديك قبر رسيد و به من گفت : مرا بدان بچسبان ، او را به قبر چسبانيدم و بىهوش روى قبر افتاد و آب بر او پاشيدم تا به هوش آمد و سه بار گفت : يا حسين ، و سپس گفت : چرا دوست ، جواب دوست خود را ندهد « حبيب لا يجيب حبيبه » سپس گفت : از كجا مىتوانى
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 740
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٧٤٠