حسين بن على را تا شده چون « اختر طوسى » * ثناخوان مىزند از رتبه بر چرخ برين پهلو
شهنشاهى كه از ضرب حسام لاغر بابش * على شد در جهان دين محمد را سمين پهلو
به چشم فاطمه چون شام تارى صبح روشن شد * به خاك كربلا بنهاد چون آن شاه دين پهلو
ز ضرب سنگ خستندش سپاه كوفى و شامى * در آن صحراى غمزا از يسار و از يمين پهلو
ز سر تا پاى بودش خسته اعضا سر به سر آرى * نه تنها خسته بودش آن امام بىمعين پهلو
تنش در خون طپان گرديد سلطانى كه در گيتى * متكا داشتش از شهپر روح الأمين پهلو
به پهلويش سنان بن انس چون زد سنان نى * ز تاب درد مىغلطيد از آن پهلو به اين پهلو
بريدش سر ز پيكر شمر كافر اندر آن ميدان * سنان بشكافتش چون با سنان نى ز كين پهلو
برآورد از جگر فرياد چون نى خواهرش زينب * چو آن مظلوم را با صدمهء نى شد قرين پهلو
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 684
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦٨٤