روز هيجا دشمن دين رسول ذو المنن * سوى نيران رو نهد از وحشت نيروى تو
سروران را سر ز تن چون گوى غلطاند به خاك * از خم چوگان تو پران چو گردد گوى تو
بر خلاف آنكه سازد شير را آهو شكار * شير را سازد شكار خويشتن آهوى تو
جاى آن دارد كه بالد برمه و مهر و سپهر * « اختر طوسى » كه از جان است مدحت گوى تو
ليك نالد زاندمى كاندر زمين كربلا * كوفيان بستند راه آب را بر روى تو
چون جدا شد حضرت عباس را از تن دو دست * شد برون تاب و توان از بازو و زانوى تو
چون ز پا قد على اكبر و قاسم فتاد * چون كمان گرديد تير قامت دلجوى تو
آه از آن ساعت كه تير حرمله آمد برون * از گلوى اصغر و بنشست بر بازوى تو
چون تو بر روى زمين گشتى نگون از پشت زين * شمر بىشرم و حيا شد قاتل بدخوى تو
باده و دو ضربت خنجر جدا كرد از قفا * رأس پاك نازنين از پيكر نيكوى تو
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 681
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦٨١