ايضا در مصائب آن حضرت عرض شده
دلبر من كش بود چون چشمهء كوثر دهان * رشتهء گوهر ز دندان باشدش اندر دهان
هر كه خواند وصف رويش را به باغ از وجد بوس * غنچه گل مىزند او را مكرر بر دهان
جز دهان آن بت شيرين زبان نوش لب * من نديدستم كه بدهد بوى چون عنبر دهان
بانك نوش جان به گوش دل رسد از ساغرش * آن پرىرو چون گذارد بر لب ساغر دهان
خورده پندارى بجاى شير شكر آن نگار * برده چون در كودكى بر سينهء مادر دهان
باز همچون « اختر طوسى » بود آن ماه را * از پى مدح عزيز خالق اكبر دهان
سبط پيغمبر حسين بن على كو را بود * صد هزاران مرتبه شيرينتر از شكر دهان
هر كه باشد بدسگال آن امام نيكنام * چاك سازد دست دهرش يا رب از خنجر دهان
از پى اوصاف ذات پاك آن روشن ضمير * واعظان را باز باشد بر سر منبر دهان