تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩

در احتراز از اهل دنيا و مصائب حضرت سيد الشهداء عرض شده

اى دل ز اهل دنيا بايد قدم كشيدن * چون اهل آخرت دست از بيش و كم كشيدن گنج قناعت ار هست در كنج صبر پنهان * چون اژدها مر او را بايد بدم كشيدن پرخور مشو چو حيوان كم خوار شو چو انسان * كز پرخوريت بايد درد شكم كشيدن بر درگه لئيمان چون اهل حرص بايد * تا چند زرد روئى بهر درم كشيدن در كاسهء سفالين تا باده مىتوان خورد * زشت است از پى جام منت ز جم كشيدن لوحى كه اندر او نيست قانون عشق مسطور * از پاى تا سر او را بايد قلم كشيدن گر كعبه دل تست زيبا مكان صمد را * در طاق او بود زشت نقش صنم كشيدن در اين دو روزهء عمر از بهر حشمت و جاه * بر دوش خود نبايد بار الم كشيدن