در مصائب آن حضرت عرض شده
چون زد به پهلوى شه خوبان سنان سنان * شد از تنش به جانب جنت روان روان
[ 1 ] احمد ز داغ آن گل گلزار فاطمه * مجروح شد ز تير غمش در جنان جنان [ 2 ]
زينب چو ديد پيكر او را به بحر خون * شد آه از دلش به سوى كهكشان كشان
گشتند با خبر چو از آن ماجرا ، شدند * در ماتمش به سينه و بر سر زنان زنان
سازد مقام « اختر طوسى » به باغ خلد * چون با ولاى او شود از اين جهان جهان
در سؤال نمودن ابن سعد از سنان بن انس و جواب دادن آن ملعون از حال سيد الشهداء است
چو پيش ابن سعد آمد سنان از جانب ميدان * ز وى پرسيد از حال حسين آن شوم بىايمان
بگفتا اى امير از حال زار او چه مىپرسى * كه شرح حال او را كس نمىداند بجز يزدان
هزار و نهصد و پنجاه زخمش خورد بر پيكر * ز زوبين و سنان و تيغ و تير و خنجر بران
[ 3 ]
هامش
[ 1 ] سنان به كسر اوّل : سر نيزه ، و سنان به فتح اوّل : نام چند كس است .
( 2 ) جنان به كسر اوّل : جمع جنّت است ، و جنان به فتح اوّل : جمع اوّل است .
( 3 ) زوبين بپاى فارسى نيزهء كوتاه را گويند .