مهلًا حماك اللَّه عن شرّ النوائب * تا توشه برداريم از ديدار جانان
يا بن الأطائب * كامد به لب جان
جانا مكن قطع رسوم آشنائى * ما را ببر همره ترا گرديم قربان
روز جدائى * اى ماه تابان
از خواهران و دختران دل برگرفتى * از ما گسستى با كه پيوستى بدينسان
يكباره رفتى * آوخ ز هجران
تنها مزن خود را بر اين لشكر حذر كن * تا در ركابت جانفشانيم از دل و جان
ما را سپر كن * جاى جوانان
زبانحال حضرت رقيه ( ع )
صبا به پير خرابات از خرابهء شام * ببر ز كودك زار اين جگر گداز پيام
كه اى پدر ز من زار هيچ آگاهى * كه روز من شب تار است و صبح روشن شام
به سرپرستى ما سنگ آيد از چپ و راست * به دلنوازى ماها ز پيش و پس دشنام
نه روز از ستم دشمنان تنى راحت * نه شب ز داغ دل آرامها دلى آرام
به كودكان پدر كشته مادر گيتى * همى ز خون جگر مىدهد شراب و طعام
چراغ مجلس ما شمع آه بيوهزنان * انيس و مونس ما نالهء دل ايتام
فلك خراب شود كاين خرابهء بىسقف * چه كرده با تن اين كودكان گلاندام
دريغ و درد كز آغوش ناز افتادم * به روى خاك مذلّت به زير بند لئام
بپاى خار مغيلان بدست بند ستم * ز فرق تا قدم از تازيانه نيلىفام
به روى دست تو دستان خوشنوا بودم * كنون چه قمرى شوريدهام ميانهء دام