گر رفتم از بر تو معذورم اى برادر * حاشا ز خواهر تو آئين بيوفائى
مقهورم اى برادر * يا ترك آشنائى
گر غائب از حضورم در دام غم گرفتار * يك نيزه از تو دوريم ليكن نه دست و پائى
ليكن سر تو سالار * نه فرصت نوائى
چون لاله داغداريم چون شمع اشكريزان * هر يك دو صد هزاريم در شور و غمفزائى
اى شاهد عزيزان * در سوز غصهزائى
ساز غم تو كم نيست ليكن مجال دم نيست * در سينهء حرم نيست جز آه جانگزائى
زين بيشتر ستم نيست * جز اشك بىصدائى
كشتى شكستگانيم در موج لجهء غم * يك دسته خسته جانيم ما را تو ناخدائى
يا در شكنجهء غم * زين غم بده رهائى
راه دراز در پيش وز چاره دست كوتاه * يك حلقه زار و دلريش نه برگ و نه نوائى
نه خيمه و نه خرگاه * نه جز خرابه جائى
امروز روز يارى است از بانوان بىكس * هنگام غمگسارى است گاه گرهگشائى
از كودكان نورس * يا منتهى رجائى
با يك سپاه دشمن با صد بلا دچارم * يا رب مباد چون من آواره مبتلائى
ناچار خوار و زارم * بيچاره مبتلائى
ز آغاز شد سرانجام ما را اسيرى شام * ما را نداده ايّام جز ناسزا سزائى
صبح اميد شد شام * جز محنت و بلائى
دردا كه با دل ريش سرگرد راه شاميم * ما از پس و تو از پيش ما را تو رهنمائى
رسواى خاص و عاميم * يا قبلهء دعائى
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 661
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦٦١