تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
اى آنكه بر سر نى دمساز راه عشقى * چون نالهء نى از پى نبود مرا جدائى در كوفه يا دمشقى * از چون تو دلربائى

زبانحال زينب كبرى ( ع ) در عزاى سيد الشهداء ( ع )

اى يك جهان برادر وى نور هر دو ديده * چون حال زار خواهر چشم فلك نديده بىمحمل و عمارى بىآشنا و يارى * سرگرد هر ديارى خاتون داغديده خورشيد برج عصمت شد در حجاب ظلمت * پشت سپهر حشمت از بار غم خميده دردانه بانوى دهر بىپرده شهرهء شهر * دوران چه كرده از قهر با ناز پروريده ! اى لالهء دل ما اى شمع محفل ما * برنى مقابل ما سر بر فلك كشيده بنگر به حال اطفال در دست خصم پامال * چون مرغ بىپروبال كز آشيان پريده يك دسته دل شكسته بندش به دست بسته * يك حلقه زار و خسته خارش به پا خليده گردون شود نگونسر ديوانه عقل رهبر * ليلى اسير و اكبر در خاك و خون‌طپيده دست سكينه بر دل پاى رباب در گل * كافتاده در مقابل اصغر گلو دريده بربسته دست تقدير بيمار را به زنجير * عنقاء قاف و نخجير هرگز كسى شنيده آهش زند زبانه روزانه و شبانه * از ساغر زمانه زهر الم چشيده رفتم به كام دشمن در بزم عام دشمن * داد از كلام دشمن خون از دلم چكيده كردند مجلس آرا ناموس كبريا را * صاحب‌دلان خدا را دل از كفم رميده گر مو به مو به مويم آرام دل نجويم * از آنچه شد نگويم با آن سر بريده زان لعل عيسوى دم حاشا اگر زنم دم * كز جان و دل دمادم ختم رسل مكيده
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 662 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى