تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
و هو يهدى ليزيد * يا ولي المؤمنين اى امام منتظر اى شهسوار نشأتين * سيدي قم ، فمتى تشفي صدور المسلمين ؟ يا لثارات الحسين * يا ولي المؤمنين

زبانحال زينب كبرى ( ع ) در عزاى سيد الشهداء ( ع )

نالهء نى است اى دل يا كه از لب شاه است * يا كه نخلهء طور و نغمهء انا اللَّه است داستان دستانت از فراز شاخ گل * يا كه بانك قرآن است كز شه فلك جاه است گرچه بانوان يكسر بىسرند و بىسالار * ليك شاهد مقصود شمع جمع اين راه است او چه شمع كاشانه بانوان چو پروانه * يا چه خوشهء پروين گرد خرمن ماه است اى هماى بىهمتا سايه را مگير از ما * سايهء سرت ما را خيمه است و خرگاه است شهسوار من آرام بر پيادگان رحمى * پاى همرهى لنگ است دست چاره كوتاه است اى كه سربلندى تو زير پاى خود بنگر * زان كه نازنينان را سر به خاك درگاه است از فراز نى لطفى كن به گوشهء چشمى * زان كه بىپناهان را گوشه‌اى پناگاه است از لب روان‌بخشت زنده كن دل ما را * گرچه نغمهء اين نى دلخراش و جانكاه است آنكه با غمت ساز است همنشين و همراز است * دود سينهء سوزان يا كه شعلهء آه است غمگسار بيمارت داغدار ديدارت * گريهء شبانگاه و نالهء سحرگاه است از دو چشم بيدارش وز غم دل زارش * آن يگانه غمخوارش واقف است و آگاه است