بندهاى متفرقه
مصباح نور جلوهگر اندر تنور بود * يا در تنور آية اللَّه نور بود
گاهى به اوج نيزه گهى در حضيض خاك * در غايت خفاء و كمال ظهور بود
گاهى مدارا دائرهء سوز و ساز شد * گاهى چه نقطه مركز شور نشور بود
يا شمع جمع انجمن آه و ناله شد * يا شاهد بساط نشاط و سرور بود
گاهى چه نقطه بر در سر حلقهء فساد * رأس الفخار بر در رأس الفجور بود
آخر به بزم باده مست غرور رفت * لعل لبى كه عين شراب طهور بود
يا للعجب كه نقطهء توحيد آشنا * با چوب خيزران اثيم كفور بود
قرآن قرين ناله شد آن دم كه منطقش * داود بود و نغمه سراى زبور بود
تورات زد به سينه چه از كينه شد خموش * صوت انا اللهى كه ز سيناى طور بود
انجيل خون گريست چه آزرده بنگريست * لعلى كه روحبخش و شفاء صدور بود
در رثاى سيد الشهداء ( ع )
چون شد محيط دائرهء خطهء جنود * خالى ز هر كه بود مگر نقطهء وجود
نور تجلّى احديت تتق كشيد * سر زد جمال غيب ز آئينهء شهود
در پيشگاه شاهد هستى چه شمع سوخت * نابود شد به مجمرهء عشق همچو عود
آشوب در سراى طبيعت ز حد گذشت * سلطان معرفت چه مجرد شد از حدود
مرغ دلى نماند كه در قيد غم نشد * چون شد هماى سدرهنشين مطلق از قيود