تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥

بندهاى متفرقه

مصباح نور جلوه‌گر اندر تنور بود * يا در تنور آية اللَّه نور بود گاهى به اوج نيزه گهى در حضيض خاك * در غايت خفاء و كمال ظهور بود گاهى مدارا دائرهء سوز و ساز شد * گاهى چه نقطه مركز شور نشور بود يا شمع جمع انجمن آه و ناله شد * يا شاهد بساط نشاط و سرور بود گاهى چه نقطه بر در سر حلقهء فساد * رأس الفخار بر در رأس الفجور بود آخر به بزم باده مست غرور رفت * لعل لبى كه عين شراب طهور بود يا للعجب كه نقطهء توحيد آشنا * با چوب خيزران اثيم كفور بود قرآن قرين ناله شد آن دم كه منطقش * داود بود و نغمه سراى زبور بود تورات زد به سينه چه از كينه شد خموش * صوت انا اللهى كه ز سيناى طور بود انجيل خون گريست چه آزرده بنگريست * لعلى كه روح‌بخش و شفاء صدور بود

در رثاى سيد الشهداء ( ع )

چون شد محيط دائرهء خطهء جنود * خالى ز هر كه بود مگر نقطهء وجود نور تجلّى احديت تتق كشيد * سر زد جمال غيب ز آئينهء شهود در پيشگاه شاهد هستى چه شمع سوخت * نابود شد به مجمرهء عشق همچو عود آشوب در سراى طبيعت ز حد گذشت * سلطان معرفت چه مجرد شد از حدود مرغ دلى نماند كه در قيد غم نشد * چون شد هماى سدره‌نشين مطلق از قيود