در شب يازدهم
خاك غم بر سر گلزار جهان باد امشب * رفته گلزار نبوّت همه بر باد امشب
خرگه چرخ ستم پيشه بسوزد كه بسوخت * خرگه معدلت از آتش بيداد امشب
سقف مرفوع نگون باد كه گرديده نگون * خانهء محكم تنزيل ز بنياد امشب
شد سراپردهء عصمت ز اجانب ناپاك * در رواق عظمت زلزله افتاد امشب
شده از سيل سپه كعبهء توحيد خراب * وين عجبتر شده بيت الصنم آباد امشب
از دل پردهنشينان حجازى ز عراق * مىدود تا به فلك ناله و فرياد امشب
شورش روز قيامت رود از ياد گهى * كز ابو الفضل كنند اهل حرم ياد امشب
از غم اكبر ناشاد و نهال قد او * خون دل مىچكد از شاخهء شمشاد امشب
نو عروسان چمن را زده آتش به جگر * شعلهء شمع قد قاسم داماد امشب
مادر اصغر شيرين دهن از داغ كباب * تيشه بر سر زند از غصه چه فرهاد امشب
حجت حق چه بناحق بغل جامعه رفت * كفر مطلق شده از بنده غم آزاد امشب
بانوان اشكفشان ، ليك چه ياقوت روان * خاطر زادهء مرجانه بود شاد امشب
ديو ، انگشتر و انگشت سليمان را برد * نه عجب خون رود از چشم پريزاد امشب
اى دريغا كه به همدستى جمال لعين * دست بيداد فلك داد ستم داد امشب
چهرهء مهر سيه باد كه بر خاكستر * خفته آن آينهء حسن خداداد امشب
برق غيرت زده در خرمن هستى ز تنور * كه دو گيتى شده چون رعد پر از داد امشب