تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢

در شب يازدهم

خاك غم بر سر گلزار جهان باد امشب * رفته گلزار نبوّت همه بر باد امشب خرگه چرخ ستم پيشه بسوزد كه بسوخت * خرگه معدلت از آتش بيداد امشب سقف مرفوع نگون باد كه گرديده نگون * خانهء محكم تنزيل ز بنياد امشب شد سراپردهء عصمت ز اجانب ناپاك * در رواق عظمت زلزله افتاد امشب شده از سيل سپه كعبهء توحيد خراب * وين عجبتر شده بيت الصنم آباد امشب از دل پرده‌نشينان حجازى ز عراق * مىدود تا به فلك ناله و فرياد امشب شورش روز قيامت رود از ياد گهى * كز ابو الفضل كنند اهل حرم ياد امشب از غم اكبر ناشاد و نهال قد او * خون دل مىچكد از شاخهء شمشاد امشب نو عروسان چمن را زده آتش به جگر * شعلهء شمع قد قاسم داماد امشب مادر اصغر شيرين دهن از داغ كباب * تيشه بر سر زند از غصه چه فرهاد امشب حجت حق چه بناحق بغل جامعه رفت * كفر مطلق شده از بنده غم آزاد امشب بانوان اشكفشان ، ليك چه ياقوت روان * خاطر زادهء مرجانه بود شاد امشب ديو ، انگشتر و انگشت سليمان را برد * نه عجب خون رود از چشم پريزاد امشب اى دريغا كه به همدستى جمال لعين * دست بيداد فلك داد ستم داد امشب چهرهء مهر سيه باد كه بر خاكستر * خفته آن آينهء حسن خداداد امشب برق غيرت زده در خرمن هستى ز تنور * كه دو گيتى شده چون رعد پر از داد امشب