تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١

در شب عاشوراء

امشب شب وصال است روز فراق فردا است * در پردهء حجازى شور عراق فردا است امشب قرآن سعد است در اختران خرگاه * يا آنكه ليلة البدر روز محاق فردا است امشب ز لاله رويان فرخنده لاله‌زارى است * رخسارهاى چون شمع در احتراق فردا است امشب نواى تسبيح از شش جهت بلند است * فرياد و احسينا تا نه رواق فردا است امشب به نور توحيد خرگاه شاه روشن * در خيمهء آتش كفر دود نفاق فردا است امشب ز روى اكبر قرص قمر هويدا است * آسيب انشقاق از تيغ شقاق فردا است امشب شكفته اصغر چون گل به روى مادر * پيكان و آن گلو را بوس و عناق فردا است امشب خوش است و خرم شمشاد قدّ قاسم * رفتن به حجلهء گور با طمطراق فردا است امشب نهاده بيمار سر روى بالش ناز * گردن به حلقهء غل پا در وثاق فردا است امشب به روى ساقى آزادگان گشاده * بند گران دشمن بر دست و ساق فردا است امشب نشسته مولا بر رفرف عبادت * پيمودن ره عشق روى براق فردا است امشب شب عروج است تا بزم قاب و قوسين * هنگام رزم و پيكار يوم السباق فردا است امشب شه شهيدان آمادهء رحيل است * ديدار روى جانان يوم التلاق فردا است امشب بگو به بانو يك ساعتى بيارام * هنگامهء بلاخيز ما لا يطاق فردا است امشب قرين يارى از چيست بىقرارى * دل گر شود ز طاقت يكباره طاق فردا است