تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
به خدا ، قربانت ؛ فرمود : بر كشندگان حسين ( ع ) نفرين مىكند ، او را در منزل خود داشته باشيد . ( 1 ) حسين بن على بن صاعد بربرى قيّم قبر حضرت رضا ( ع ) ، از پدرش ، از امام هشتم روايت كرده كه فرمود : اين جغد را مىبينيد ؟ در دوران جدّم رسول خدا ( ص ) در ساختمانها و كاخها و خانه‌ها منزل داشت و وقتى مردم طعام مىخوردند جلوى آنها فرو مىپريد و خوراكى براى او مىريختند و آبى مىنوشيد و بجاى خود برمىگشت ، و چون حسين ( ع ) كشته شد از آبادانى به ويرانه و كوه و دشت گريخت ، گفت : شما چه بد امّتى باشيد كه پسر پيغمبر خود را بكشيد ، من بر جان خود از شما امنيت ندارم . ( 2 ) شيخ صدوق از امام صادق ( ع ) ، از پدرش ، از جدّش ( ع ) روايت كرده كه روزى حسين بن على ( ع ) خدمت حسن ( ع ) آمد و به او نگاه كرد و گريست ، حسن ( ع ) فرمود : يا ابا عبد اللَّه ، چرا گريه كنى ؟ گفت : براى ستمى كه به تو رسد گريم ، حسن ( ع ) فرمود : ستم آخر به من اين است كه زهرى به كامم ريخته شود و كشته شوم ولى روزى چون روز تو نباشد اى ابو عبد اللَّه ، سى هزار لشكر كه خود را امّت جدّ ما محمد ( ص ) مىدانند و خود را به دين اسلام مىچسبانند براى كشتن و ريختن خون تو و هتك حرمت و اسير كردن ذريّه و زنانت و غارت خيمه‌هايت همدست مىشوند ، اينجا است كه لعنت به بنى اميه فرو مىريزد و آسمان خون و خاكستر مىبارد و همه چيز تا وحشيان بيابان و ماهيان درياها بر تو مىگريند . ( 3 ) در زيارتى كه سيد مرتضى علم الهدى خوانده است گفته : اسلام با تو به خاك غلطيد و حدود و احكام تعطيل شد ، روزگار سياه شد و آفتاب گرفت و ماه