( 1 ) مىگويم : مصّيصه به فتح ميم و كسر و تشديد دوم است و ياء ساكنه و صاد ديگر و بعضى به تخفيف هر دو صاد گفتهاند ، شهرى است بر كنارهء « جيحان » از مرزهاى شام ميان انطاكيه و بلاد روم و از قديم محل مرزبانان مسلمين بوده ، مصيصه نام ده ديگرى است از دهات دمشق نزديك « بيت لهيا » پهلوى باب دمشق ، و مقصود زهرى اوّلى است زيرا خود را مرابط و مرزدار معرفى كرد و اينكه عبد الملك به او گفت : من و تو در اين حديث غريب هستيم مقصودش آن است كه متفرديم در نقل آن ، زيرا يكى از معانى غريب در حديث آن است كه يك نفر متن آن را روايت كرده باشد .
( 2 ) شيخ ابو القاسم جعفر بن قولويه قمى از زهرى روايت كرده كه : چون حسين بن على ( ع ) كشته شد ، ريگى در بيت المقدس نبود جز آنكه زيرش خون تازه بود ؛ و نيز از حارث اعور روايت كرده كه گفت : على فرمود : پدر و مادرم قربان حسين ( ع ) كه در پشت كوفه كشته گردد ، به خدا گويا مىبينم انواع وحشيان گردن بر قبر او كشيدهاند و بر او مىگريند و نوحه مىگويند از شب تا صبح ، چون چنين شد از جفا و ناسپاسى بر كنار باشيد .
[ رمز 113 ] مقصود از بركنارى از جفا اين است كه حقّ امامت او را منظور دارند و به زيارت او روند و قبر او را تنها نگذارند .
( 3 ) از زراره روايت شده كه : امام ششم ( ع ) فرمود : اى زراره ، به درستى كه
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 614
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦١٤