تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
تيره گرديد و باران و رحمت بند آمد و عرش و آسمان لرزيد و زمين و بطحاء به لرزه افتاد و بلا عالمگير شد و آرمانها گوناگون شد ، رسول داغدار شد و بتول افكار و عقول تار و مار . ( 1 ) ابن حجر در « صواعق » و ابو نعيم در « دلائل النبوة » از نصرة ، زنى از ازد نقل كرده‌اند كه گفت : چون حسين ( ع ) كشته شد ، آسمان خون باريد ، صبح كه شد خمره‌ها و كوزه‌هاى ما پر از خون بود ، و در احاديث ديگر همچنين نقل شده است ؛ و نيز از نشانه‌هاى شهادت آن بود كه آسمان به سختى سياه شد تا روز ، ستاره‌ها پيدا شدند ، و سنگى برنداشتند جز آنكه زيرش خون تازه بود . ابو الشيخ گفته : دانه‌هاى ورسى كه در لشكرگاهشان بود خاكستر گرديد ، اين كاروان از يمن به عراق مىرفت و هنگام قتل حضرت به آنها رسيده بود . ( 2 ) ابن عيينه از جدّهء خود حكايت كرده كه : جمّالى كه ورسش خاكستر شده بود ، از اين موضوع به او خبر داده بود و شترى در لشكر خود نحر كرده بودند و در گوشتش موشهائى يافت شد و آن را پختند ، مثل علقم تلخ بود و آسمان از كشتن او سرخ شد و آفتاب گرفت تا نيمه روز ستاره‌ها نمودار شدند و مردم گمان بردند قيامت برپا شده و سنگى در شام برنداشتند جز آنكه زيرش خون تازه بود . عثمان بن ابى شيبه روايتى آورده كه : آسمان بعد از كشتن حسين ( ع ) تا هفت روز كه بر ديوارها مىتابيد از سرخى چون ملافهء قرمزى مىنمود و ستاره‌ها به يكديگر برخورد مىكردند . ( 3 ) ابن جوزى از ابن سيرين نقل كرده كه : دنيا سه روز تاريك شد و سپس سرخى در آسمان پديد شد ؛ ابو سعيد گفته : سنگى در جهان برنداشتند جز آنكه